مقدمه
سلام این وبلاگ افتخار دارد لحظاتی را در کنار شما عزیزان باشد .لطفا با نظرات خود مرا یاری دهید .
سلام این وبلاگ افتخار دارد لحظاتی را در کنار شما عزیزان باشد .لطفا با نظرات خود مرا یاری دهید .
شهید عبد الله میثمی درخصوص داشتن و حفظ روحیه الهی جهت کار خدایی میگوید :
اگر می خواهید امکانات تان بیشتر شود، حوزه کار را بیش تر کنید. باید خدایی بیاندیشیم نه مادی. نباید روی آن چیزی که در دست مان هست حساب کنیم، بلکه باید روی آنچه دست خداست حساب کنیم.
فکر نکنیم توان ما به اندازه امکانات موجود در دست مان است، توان ما به همان اندازه ای است که به خدا متکی هستیم. هر اندازه از خدا جدا شویم و برای خود کار کنیم، اگر امروز خسته نشویم، فردا خسته خواهیم شد.
این اتصال را بیشتر کنیم و نشانه اش این است که همدیگر را بپوشانیم و از یکدیگر حمایت کنیم. هم چنان که در عملیات والفجر ۸ علت پیروزی ما همین بود که همدیگر را پوشاندیم.
لشکر ۲۵ کربلا، تمام امکاناتش را برای کمک به لشکر ۲۷ حضرت رسول (ص) فرستاد. او فکر نمی کرد محور من در خطر است، محور اسلام در خطر است. این روح اگر در ما زنده شود، خیلی کار بزرگی است. شما هم سعی کنید این را در خودتان ایجاد کنید و هم در تبلیغات. اگر ما همدیگر را بپوشانیم، خداوند با رحمت خود ما را خواهد پوشاند.
چایت را بنوش
نگران فردایت نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه میماند برای بادها…
نیما یوشیج
با دلتنگی ات مرا بیتاب نکن
و با بیتابی ات مرا دلتنگ
تو تکیه گاه منی
تکیه گاه اگر محکم نباشد
تکیه بی معنی است
با قلبت احساس کن
اما با قلبت فکر نکن
بگذار کمی دیگر هم تحمل کنیم
همانطور که صدها سال تحمل کرده ایم
غذای نیم پخته از خام بدتر است
زیرا خام فریب نمی دهد
اما نیم پخته می فریبد
پس کمکم کن تا پخته بازگردم
شعر از نادر ابراهیمی
دوش در حلقه ی ما قصه ی مستان تو بود
سخن از معجزه ی حضرت سلطان تو بود
سخن از فاجعه و هجمه ی طوفان بلا
پای پر آبله و کودک عطشان تو بود
دشت لبریز شکوه زنی آشفته ولی
سخن از رایحه ی زلف پریشان تو بود
آنقدر تسنه ی معنا که همه آینه ها
مات و مبهوت نگاه و لب خندان تو بود
به شب حادثه دلدادگی و سرمستی
نه فلک در عجب از خنده ی یاران تو بود
باز در مجلس ما صحبت ناب ملکوت
نغمه ی عشق که رندانه به فرمان تو بود
به جز این دم به فنا رفته همه عمر “فنا”
ای خوش آن دل که همه عمر پریشان تو بود .
شعر از: زینب پوررحمتی
به نام خدایی که دلخوشی هایمان از اوست
تقدیم به تنها دلخوشی عالم حضرت حجت ابن الحسن (عج) که امنیت و آرامش واقعی تحت لوای اوست :بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین ….
دلخوشی های امروز دعاهای مستجاب شده دیروز ماست که باید به پاس آن سجده شکر به جای آورد و سپاسگزار خدای عالم بود .
دلخوشی میتونه یه نعمت خدادادی باشه که بهش عادت کردی و ازش غافلی مثه سلامتی ، یا می تونه نعمت داشتن پدر و مادر و خانواده باشه باشه و یا داشتن همه چیزایی که بدون اونها نمیتونی زنده باشی ….
ولی وقتی حرف از دلخوشی های کوچیک به میون میاد ناخودآگاه وارد کوچه پس کوچه های کودکی میشم و دلم آبنبات چوبی می خواد ! دلم یه بغل شعر و ترانه کودکی میخواد، دلم حوض کوچیک خونه پدری رو میخاد ! دلم میخاد بدوم تا سرکوچه و دستای گرمشو بگیرم و باهاش قدم قدم بیام خونه و بشینم رو زانواش و موهامو نوازش کنه ….
اما دلخوشی های امروزم هم کم نیست پس بزار خدا رو شکر کنم که این فرصت پیش اومده تا بشمرم دلخوشی های دوست داشتنیمو ….
مثلا همسر خوب و نمونه که خیلی هوامو داره و بهترین دوست و مشاورمه خدا بهش سلامی بده و سایه اش مستدام
ویا مثلا دختربزرگمم زهرا جون که قوت قلبمه و مایه آرامشمه که از خدا میخام بهش سلامتی بده و همه خوبیهای عالمو
ویا دختر کوچیکم اسما که خیلی مهربونه و بزرگ فکر میکنه و خیلی می فهمه و با طراوته و از خدا میخام بهش سلامتی بده و همه خوبی های عالمو
داشتن روحیه لطیف نوشتن و طبع شعر هم از دلخوشی های کودکیم بوده و هست خدا رو شکر ….
از حق نگذریم اینا دلخوشی های روزمره ان و باید اعتراف کنم دلخوشی اصلی من قلب مهربونمه که همچنان در کودکی های دیروز و سختی های امروز و تقدیر فردا مهربان بوده و هست و خواهد ماند به لطف خدا .
اما میخام نوشته ام رو خطاب به تنها دلخوشی دلهای خسته به پایان ببرم :یا صاحب الزمان ای دلخوشی خدا و خلق خدا یا بقیه الله ادرکنی ولا تهلکنی
وقتی قلم به دست می گیرم ناخودآگاه عشق مشقم می شود مشق هر شبم !!!
پس چگونه می توان به غیر تو پرداخت یا غیر از تو نوشت ؟
آخر این روز ها همه ذرات عالم از عشق تو در شعف اند .
نامت آرامبخش دلهای خسته و غمزده است
ای جان فدای نام زیبایت رضا جان !!!!!
دشت یادت مرا غرق در لطافت مخملین نگاه آهویی میکند که به تو پناه آورده است .
بگذار من هم به تو پناه بیاورم
آمدم ای شاه پناهم بده …..
صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)
این روز ها همه دلها هوای حرم کرده ،هوای عطر ضریح ، پنجره فولاد ، نگاه زائرای عاشق به گنبد طلا، بوی اسفند و گلاب محمدی ، آب اسماعیل طلا، شور و شعف زائرا وهمه و همه….. ای کاش فرجی شود همه مهمان خوان کرمت شویم ….
ای امام رئوف ! قلب ها در سینه ها سنگینی می کندسلامت می دهیم و به یاد کبوتر های حرمت ، به یاد سقا خانه ات ، به یاد صحن و سرایت ،وبه عشق خادمان مهربانت و….تو را می خوانیم :ما را بر خوان کرمت بخوان یا علی ابن موسی الرضا ( علیه السلام)
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی فرشته ای که به پابوس آمده
اینجا میان رفتن و ماندن مردد است
اینجا مدینه نیست ، نه مدینه نیست
پس بوی عطر کیست که مثل محمد است ؟
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
اینجا برای عشق شروعی مجدد است
جایی که آسمان به زمین وصل میشود
جایی که بین عالم و آدم زبانزد است
هر جا دلی شکست به این جا بیاورید
اینجا بهشت ، شهر خدا ، شهر مشهد است
شاعر: رضا عابدین زاده
برخی از غذاها بعد از گرم کردن دوباره یک سری مواد سمی و خطرناک تولید می کنند که برای بدن خطرناک است.
اغلب دیده می شود که افراد باقی مانده غذای خود را فریز کرده و بعد مجدد آن را مصرف می کنند. اگر چه در برخی موارد، این کار اشکالی ندارد اما گاهی سلامت افراد را تهدید می کند. به گفته متخصصان نگه داری باقی مانده غذاها و گرم کردن مجدد آنها خطرات جدی را برای بدن به همراه دارد. واقعیت این است که برخی غذاهای خاص پس از دوبار گرم کردن هیچ گونه ارزش غذایی ندارد.
1- گرم کردن مجدد سیب زمینی
این ماده غذایی ارزش غذایی بالایی دارد و برای بدن مفید است. اما اگر سیب زمینی برای بار دوم گرم شود، ارزش غذایی خود را از دست می دهد و دربدن ایجاد سم می کند.
2 - گرم کردن مجدد اسفناج
گرم کردن مجدد اسفناج می تواند بسیار خطرناک باشد؛ این سبزی حاوی درصد بالایی نیترات است که پس از گرم کردن مجدد به نیتریت تبدیل می شود که سرطان زاست. اسفناج را بلافاصله پس از پختن مصرف کنید.
3 - گرم کردن مجدد مرغ
خوردن گوشت مرغ پس از یک روز می تواند بسیار خطرناک باشد چرا که ترکیب پروتئین تغییر می کند و باعث بروز مشکلات گوارشی می شود. از آنجا که مرغ نسبت به گوشت از پروتئین بیشتری برخوردار است، بهتر است به طور سرد مصرف شود.اگر لازم باشد بهتر است در دمای کم و در طولانی مدت گرم شود.
4 - گرم کردن مجدد کرفس
این سبزی کاربرد زیادی در پخت سوپ دارد. کرفس حاوی نیترات است و در صورت گرم شدن مجدد به ماده خطرناک تبدیل می شود لذا اگر در پخت سوپ از آن استفاده می کنید، به هنگام مصرف دوباره کرفس آن را جدا کنید.در پایان باید گفت که حتی نوع گرم کردن غذا نیز بسیار حائز اهمیت است چرا که امروزه افراد به طور چشمگیری از مایکروویو برای گرم کردن و پخت غذای خود استفاده می کنند و غافل از عوارض آن هستند.
5 - گرم کردن مجدد قارچ
این ماده غذایی یکی از شناخته شده ترین مواد است که تحت هیچ شرایطی نباید برای دومین بار گرم شود، چرا که ترکیب پروتئین آن پس از گرم شدن دوباره تغییر خواهد کرد و مشکلات گوارشی برای فرد به همراه خواهد داشت. در صورت لزوم سرد مصرف کنید.
6 - گرم کردن مجدد تخم مرغ
این ماده غذایی زمانی که در معرض دمای بالا قرار می گیرد، در بدن سم ایجاد می کند. گفتنی است که این اتفاق شامل غذاهایی که در پختشان از تخم مرغ استفاده شده است، نمی شود. از گرم کردن مجدد تخم مرغ بپرهیزید.
7 - گرم کردن مجدد چغندر
این سبزی حاوی نیترات است و برای سلامتی مفید است. مصرف چغندر پس از گرم کردن دوباره خطرناک نیست اما بهتر است که به صورت سرد مصرف شود.
منبع : tasnimnews.com
بانوی آب و آینه ای پیک خوش همام
هم دختر امامی و هم خواهر امام
هر چند ناقابل تر از آنم ولی ز دور
با قلب خسته می دهم امشب به توسلام
حیرانم از شان من الشان تو فاطمه
یک جمله می گویم فقط بانوی من : سلام
ای زینب ثانی مدد باید که از رضا"ع”
شعر تورا گویم ، همین لاغیر و والسلام
دارم به دل یک حسرت دیرینه از حسین"ع”
جان “فنا ” امضا بزن این مخلص کلام
زینب پوررحمتی
شانه هایت برازنده ردای شهادتی بود که به زیرشکوفه های محبت آن بهشت آذین شد !
چه خوش نشسته به قامت رعنایت این ردای شهادت !
ز هر طرف زمزمه ملائکه می آید : نماز عشق به پا شد به اقتدای حاج قاسم !
حاج قاسم !
ز سمت کوه نگاهت که آبشار غیرت و عشق است دشت زنده می شود !
و برای زنگار دل خسته تمام شکسته دلان نگاه تو کافی ست ….
بیا و نگاه منتظران را گره بزن به رجعت دوباره خویش در سپاه حجت حق ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) !
جدال ماندن و رفتن به شوق وصال ، تورا حسینی کرد !
و تو رفتی
و از سرودن نگاهت سیر نمی شود باران!!!!
سیر نمی شود باران !!!!!
شعر از : زینب پوررحمتی
دو بیت از “غزل عشق ” سروده خودم را تقدیم می نمایم :
غزل از گنبدت بر دامنم ریخت
دوبیتی از پر پیراهنم ریخت
چنان آتش به زیر خاک خسته
توسل جان تازه بر تنم ریخت …..
بار الها !
تو را شکر می گویم که مرا زبان شاکر بخشیدی و از الطاف بی کرانت موهبت عشقم چشاندی !
شکر بی عدد از نعماتی که هرگز نفهمیدم بدون آن نعمات نابودم !
شکر از لحظات نفس کشیدن در هوای تو !
شکر از عشق بازی کلمات و قلم به صفحات دل !
شکر از احساس لذت بوییدن گل یاس از باغچه همسایه !
شکر از بوسه باران بر گونه برگ !
شکر از نعمت خانواده !
شکر از آرامش و آسایش ناب در کنار همسر با ایمان !
شکر از نگاه مهربان پدر و مادر و بوسه بر دستان آسمانیشان !
شکر از وجود فرزندان خلف و صالح !
شکر از صحت و سلامت جسم و جان !
شکر از بیقراری دل در فراق عشق!
شکر از شوکت بندگی به درگاهت !
شکر از نسیم جانبخش پیچک خیالت به دیوار دل !
شکر از سجده بر تربت پاک سرور شهیدان !
شکر از شکر ….
وهزاران بار تو را سپاس ای محبوب من !
بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندی اش کس نتواند به شمار آورد !!!
پس با تمام وجود فریاد می زنم :
یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد !
“از دلنوشته های خودم “
حمد وسپاس بیکران مرا از اعماق وجودم بپذیر ای مهربان ترین !
همیشه و البته این ساعات مخصوصا احساس نوازش دست رحمتت بر سرم آرامم می کند .
ای آرام بخش بیقراری هایم دوستت دارم.
پس چگونه تو را شکر گویم که از هر شکر قطرات باران رحمتت نوازشم می دهد .
بگذار چتر گناهم را ببندم و با تو ، به عشق تو خیس شوم زیر باران نگاه مهربانت ای مهربانترین !
بگذار چتر گناهم را ببندم چون تنها دلهای آهنی زیر باران رحمت تو زنگ می زند!
بگذار چترم را ببندم و چشمهایم را باز کنم و سرم را بالا بگیرم و فریاد بزنم دوستت دارم هر چند که از اول تو آهسته در گوشم گفتی دوستت دارم !
من هوای تو را کردم هوای کوی محبتت را !
عشق تو در قلبم می کوبد و باید در را باز کنم پس بگذار چتر گناهم را ببندم و با تو باشم !
خدای من ، دوستت دارم .
سپاس
امام صادق عليه السلام در متن روايت باب محبّت مىفرمايد:
عاشق خالصترين و راستگوترين و وفادارترين و پاكترين و باصفاترين و مطيعترين مردم از نظر عمل و ذكر و ورد و نفس و جان است.
به هنگام مناجات عاشق، خداوند بر ملائكۀ وى مباهات مىكند و ملائكه به ديدن او افتخار مىنمايند و به سبب او بلاد را آباد و معمور مىدارد و به كرامت و حرمت آنان به ديگران حرمت مىگذارد، دعاى بندگان را به عزّت آنان مستجاب مىنمايد و بلا را به رحمتش به سبب بزرگوارى آنان از مردم دفع مىنمايد، اگر خلايق منزلت و قدر آنان را نزد خدا بدانند هرآينه تقرّب مىجويند به حضرت او به وسيلۀ ايشان و خاك قدمشان را توتياى ديدۀ خود كنند.
منبع: عرفان اسلامی، حسین انصاریان، جلد۱۲، صفحه 381
بسم الله الرحمن الرحیم
و يستثيرون به دواء دائهم.
و پرهيزگاران درمان دردهاى خود را از قرآن مىگيرند.
***
شرح: همچنانكه درد حُزن متقيان بواسطه تلاوت قرآن تشديد مىشود، دواى آن هم از قرآن به دست مىآيد، اگر حزن آنها از عواقب امور و جهل به آن باشد، با خواندن قرآن نور اميد هر چه بيشتر در قلب آنها تجلّى كرده و هر چه بيشتر تلاش مىكنند، و بهره بر مىگيرند، و اگر حزن آنها بواسطه دورى و عدم وصال به محبوب باشد، قرآن به عنوان نامهاى اميدبخش و نويد دهنده در راه رسيدن به اين وصال است،
منبع: مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، جلد: ۱، صفحه: ۴۶۷، نسل جوان، قم - ایران، 1385 ه.ش.
گفتار علماء درباره حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)
نجاشي در رجال خود حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را پس از ذکر شجره اش صاحب خطب امير المؤمنين عليه السّلام ذکر نموده است . مرحوم ميرزا حسين نوري محدّث قرن اخير در مستدرک الوسائل صفحه 614 ذکر نام و معروفيّت وي را به امانت و راستگويي و درستکاري و اهل زهد و عبادت بودن تأکيد مي نمايد و از قول حضرت ابوالحسن الهادي عليه السّلام پاداش زيارت او را بهشت مي داند.
مرحوم کجوري در روح و ريحان از قول سيّد مرتضي علم الهدي حديث عرض دين آن حضرت را نقل کرده است. مرحوم مجلسي در هدية الزائرين ص 546 از مزارات معلوم و مشهور ، مرقد منّور حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را در مقابل شجره ري ذکر مي کند شيخ الطّائفه در رجال خود حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را از اصحاب امام هادي عليه السّلام ذکر کرده و در پايان نام اورا به رضي الله عنه ياد نموده که رضي الله عنه نزد اصحاب حديث با اهميّت است. علّامه حلّي در خلاصه الاقوال ، حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را جزء ثقات و ممدوحين ذکر کرده مرحوم صدوق (ره) در صفحه 92 ثواب الاعمال از محاسن برقي حديثي را از حضرت عبدالعظيم عليه السّلام نقل کرده و صاحب محاسن او را رضي قلمداد نموده است.
مرحوم صدوق (ره) در من لا يحضره الفقيه کتاب صوم باب يوّم الشّک حديثي را از قول حضرت عبدالعظيم عليه السّلام نقل نموده و گفته اين حديث نادر است و من جز در طريق عبدالعظيم عليه السّلام نديده ام و او هم مرضي است ، اين گفتار نهايت اعتماد را ميرساند.
محمّد ابن علي اردبيلي در جامع الرّواه گفتار شيخ طوسي (ره) و نجاشي را ذکر کرده است. مرحوم ميرداماد رحمت الله عليه در راشحه خامسه از( رواشح السّماويه) گفته : واضح است که طريق عبدالعظيم حسني عليه السّلام مدفون در مسجد شجره ري (حسن) شمرده شود زيرا که اهل حديث و علما رجال وي را مدح و توصيف و تمجيد نموده اند. اگر چه در گفتار علما به توثيق او تصريح نشده است من معتقدم افراد روشن و بصيري که در حديث تخصّص داشته و در حالت رجال و محدّثين مطالعات کافي دارند از اينکه تصريح به توثيق اين محدّث بزرگوار نشده اظهار ناراحتي مي کنند.
و اين سکوت را زشت مي شمارند، مگر حضرت هادي عليه السّلام به او نفرمود ، تو به حقّ از دوستان ما هستي اين فرمايش امام عليه السّلام جامع ترين تعريف درباره حضرت عبدالعظيم عليه السّلام با در نظر گرفتن شرافت ، نسب و عظمت خانوادگي اوست ، اکنون تمام اينها دلالت دارد که وي مردي شريف و بزرگوار خوش نفس و خوش عقيده بوده و اخباري که در زيارت او از امام عليّ النّقي عليه السّلام رسيده و محدّثين بزرگي چون صدوق (ره) و ابن قولويه (ره) آنها را در کتب خود ذکر کرده اند شاهد گويائي از مقام ارجمند وي در نزد معصومين عليهم السّلام است و گفتار دو عالم بزرگوار فوق الذکر کفايت مي کند که طريق حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را در درجه عالي از صحت بدانيم و اخبار و احاديث منقول وي را در اعداد” صحاح” بشماريم مرحوم شيخ عبدالله ممقاني در تنقيح المقال درباره حضرت عبدالعظيم عليه السّلام سخن گفته ، نوشته است علّت عدم تصريح محدّثين و فقها به توثيق ايشان جلالت و بزرگواري وي را ثقه ذکر کنند ، زيرا مقام آن حضرت والاتر از ثقه مي باشد. مرحوم شيخ عبّاس قمي (ره) در سفينه البحار گفتار صاحب بن عباد و بقيه علما را آورده و در مورد زيارت ايشان فضيلت زيادي را ذکر نموده است.
روایات حضرت عبدالعظیم(ع)
حضرت عبدالعظيم علیه السّلام به عنوان يكي از محدثين مشهور، روايات متعددي را از معصومين(عليهم السّلام) نقل نموده است.
در اين مقال به ذكر برخي از احاديث مذكور مي پردازيم .
حضرت عبدالعظيم علیه السّلام با چند واسطه از قول اسباط گويد : در خدمت حضرت امام صادق علیه السّلام بودم . مردي از وي درباره آيه شريفه ( ان في ذالك لايات للمتوسّمين ..و انها لبسبيل مقيم ) سوال مي كرد ، راوي گفت: حضرت بدو فرمودند : مقصود از متوسّمين ما هستيم و سبيل مقيم نيز راهي است كه ما آن را بپا داشته ايم ، يعني بايد از طريق ما بروند تا به سر منزل مقصود برسند .
حضرت عبدالعظيم علیه السّلام از امام رضا علیه السّلام روايت کرده که آن جناب فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو در دلهاي خود از براي شيطان راهي باز نکنند و آنها را امر کن به راستگوئي در گفتار و ادای امانت و اين عمل آنها موجب نزديکي به من مي شود.
حضرت عبدالعظيم حسني علیه السّلام از حضرت جواد علیه السّلام ، ايشان از پدرش و او از جدّش روايت کرده که فرمود : از حضرت صادق علیه السّلام شنيدم مي فرمود : سرپيچي از فرمان و دستورات پدر و مادر از گناهان بزرگ است زيرا خداوند ( عاق) را ستمگر و بدبخت معرفي فرموده و او را به سخت ترين عذابها وعده داده است.
حضرت عبدالعظيم حسني علیه السّلام فرمود : به حضرت جواد علیه السّلام عرض کردم ، از پدرانت براي من حديثي روايت فرما ، حضرت فرمود ، پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امير المومنين علیه السّلام روايت کرده که فرمود : شما هرگز نمي توانيد مردم را بوسيله ثروت و مالي که در دست داريد به خود متوجّه سازيد ، بلکه آنان را بوسيله اخلاق و روش صحيح به خود نزديک کنيد. گويد عرض نمودم بيشتر بيان نمائيد ، فرمودند : بد توشه اي است براي روز قيامت دشمني کردن با بندگان خدا….
حضرت عبدالعظيم حسني علیه السّلام فرمود ، از حضرت ابوالحسن هادي علیه السّلام شنيدم مي فرمود : مقصود از (رحيم) از رحمت و آمرزش دور شدن ، و از درگاه خداوند رانده شدن ميباشد (و او شيطان است) و هيچ مؤمني او را به ياد نمي آورد مگر با لعن و نفرت.
حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از حضرت امام جواد علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام و آنها از حضرت امام سجّاد علیه السّلام روایت فرمودند که : روزی سلمان فارسی ، ابوذر غفاری را به خانۀ خود میهمان کرد و از میان انبان ( کیسه ) ، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید و قدری آب بر آن پاشید. ابوذر گفت : چقدر خوب می شد که همراهِ نان ، قدری نمک هم بود !سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد و آن را در مقابل ابوذر گذارد ، ابوذر از آن نمک به آن نان می پاشید و میل می کرد و می گفت : خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده : سلمان گفت : « اگر قناعت در کار بود ، ظرف آب به گِرو نمی رفت » .
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام می فرماید : روزی به خدمت حضرت امام محمد تقی علیه السّلام رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود : ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل و ان کان نظرا قلیلا دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد ، اگر چه دیداری کوتاه باشد .
روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو :
* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند .
* درگفتار خویش ، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.
* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند .
* به همدیگر روی آورند و به دیدار و ملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است .
* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند ، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد ، خداوند را بخوانم تا او را در دنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و در آن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.
* به ایشان بگو : همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و از خطای گنهکارانشان درگذشته است ، مگر کسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده ، یا کینه آنها را با دل بگیرد . بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد ، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند ، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه ، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و از ولایت ما خارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد « و اعوذبک من ذلک »
روزی حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از حضرت امام هادی علیه السّلام شنید که فرمود : همانا پروردگار ، ابراهیم را دوست خود گرفت، زیرا که او بر حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیتش علیهم السّلام بسیار صلوات می فرستاد.
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام می فرماید : روزی در محضر مبارک امام جواد علیه السّلام بودم . عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السّلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : پدرم علیه السّلام از جدّم علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام و آنان از حضرت امیرمؤمنان علیه السّلام روایت کرده اند که فرمود :
*هر کس خود را بی نیاز بداند ( در امور مهم بدون مشورت عمل کند ) خود را درخطر افکنده است.
*هر کس در دام خودبینی افتاد ، نابود خواهد شد.
*هر کس یقین کند آنچه را می دهد عوض دارد هرگز در بخشش و احسان کوتاهی نخواهد کرد.
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : که وجود مقّدس حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السّلام فرمود : ارزش هر کس به اندازه اعمال نیکوی اوست .
حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام به محمّد بن مسلم فرمود :مردم تو را گول نزنند ، زیرا که مسئولّیت کارهای تو ، به خودت متوجّه است و به آنها ارتباط ندارد ، ایّام عمرت را به کارهای بیهوده نگذران ، روزهای زندگی را به چون و چرا به هدر مده ، زیرا همراه تو کسانی هستند که کارهای روزانۀ تو را محاسبه و یادداشت می کنند . اگر عمل نیکی را انجام دادی ، گرچه کوچک باشد ، حقیر مشمار ، برای اینکه آن را خواهی دید در جایی که تو را خشنود سازد ، و اگر کار بدی انجام دادی ، آن را نیز کوچک مشمار زیرا که به تو خواهد رسید در هنگامی که تورا بدحال سازد ، و نیکی کن ، بدرستی که من چیزی را ندیدم که انسان ر ا از زودتر به مقصد رساند از عمل خوبِ تازه ای که در مقابل گناه کهنه ای انجام دهد .
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که روزی به وجود مقدّس حضرت امام جواد علیه السّلام عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السّلام برای من روایت فرمائید .
حضرت امام جواد علیه السّلام از قول پدر وجّد و از وجود مقدّس حضرت امیر المؤمنین علیهم السّلام روایت فرمود که :
المرء مخبوءٌ تحت لسانه.
دانش و شخصیت هر کس در زیر زبانش مخفی است .
ما هلک امرء عرف قدره.
هر کس قدر خود را بشناسد ، هلاک نمی شود .
التّدبیر قبل العمل یومنک من النّدم
تدبیر و اندیشیدن پیش از انجام هر کار ، تو را از پشیمانی نگه می دارد .
منبع: سایت آستان مقدس حضرت عبدالعظیم (ع)
دستور تهیه شربت خاکشیر و تخم شربتی:
مرحله اول
ابتدا خاکشیر را شسته و بگذارید تا خیس بخورد. سپس یک قاشق تخم شربتی را در نصف لیوان آب مخلوط کرده و کنار بگذارید تا پف کرده و ژله ای شود.
مرحله دوم
در این میان نصف پیمانه آب را در قابلمه ای بریزید و روی حرارت بگذارید تا بجوشد. وقتی آب شروع به قل خوردن کرد نصف پیمانه شکر را افزوده و بدون اینکه هم بزنید اجازه دهید تا دانه های شکر حل شود. بعد از اینکه دانه های شکر بخوبی حل شد مواد را یکبار هم بزنید و گلاب را اضافه کنید و سپس دوباره به مدت 5 دقیقه هم بزنید.
مرحله سوم
سپس پودر زعفران را هم بریزید و شربت را هم بزنید و اجازه دهید تا بجوشد و غلیظ شود. بعد از اینکه شربت به غلظت کافی رسید آن را از روی حرارت بردارید و اجازه دهید تا خنک شود.
مرحله چهارم
شربت زعفران را در یک لیوان مناسب بریزید و تخم شربتی و خاکشیر خیس خورده را اضافه کنید و روی آن آب و یخ بریزید و هم بزنید. شربت خاکشیر آماده است آن را خنک سرو نمایید. نوش جان
ابتدا باید مرغ را تمیز کنید و بدون اینکه به پوست رویی آن صدمه ای بزنید چربی و مواد داخل شکم مرغ را خارج کنید.بعد آن را خوب بشویید و در آبکش قرار دهید تا آب اضافه آن گرفته شود.در این فاصله به سراغ مواد داخل شکم مرغ میرویم . گوجه فرنگی را حلقه حلقه برش بزنید. پیاز را از وسط نصف کنید و داخل قابلمه ای کوچک مقداری روغن بریزید و روی حرارت قرار دهید تا روغن داغ شود.بعد نصف پیاز را به صورت خلالی خرد کنید و داخل روغن تفت دهید تا طلایی رنگ شود. سپس یک حبه سیر را رنده کنید و به پیاز اضافه کنید و کمی تفت دهید.بعد ز رشکهای شسته شده را اضافه کنید و به مدت یک دقیقه تفت دهید . مراقب حرارت زیر قابلمه باشید تا ز رشک ها نسوزند.بعد نعنا خشک را اضافه کنید و کمی تفت دهید . بعد از کمی تفت دادن گردو ها و 7 عدد آلو را به بقیه مواد تفت داده شده اضافه کنید و یک دقیقه دیگر تفت دهید و بعد حرارت را خاموش کنید.
نحوه مزه دار کردن مرغ
در مرحله بعد به سراغ مزه دار کردن مرغ میرویم که آب آن کاملا گرفته شده . با یک چاقوی تیز از داخل شکم مرغ در قسمت سینه چند برش ایجاد میکنیم که حالت کانالی شکل پیدا کند به طوری که به قسمت رویی مرغ آسیبی نزند.بعد داخل شکم مرغ و قسمت هایی که شیار ایجاد کردیم نمک می مالیم .لیمو را از وسط نصف کنید و آب نصف آن را داخل شکم مرغ بریزید.و چند ورق گوجه را در کف شکم مرغ بچینید و در آخر موادی را که برای داخل شکم مرغ تفت دادیم را داخل شکم مرغ میریزیم.سپس روی آن چند ورق دیگر گوجه فرنگی و مقداری آب لیمو میریزیم.با یک نخ و سوزن تمیز و ترجیحا مخصوص آشپزی شکم مرغ را میدوزیم. بعد پاهای مرغ را از دو طرف ببندید و به هم متصل کنید.اینبار سطح رویی مرغ را کاملا با نمک آغشته کنید.
قابلمه ای مناسب را روی حرارت قرار دهید و مقداری روغن داخل آن بریزید و وقتی روغن داغ شد نصف دیگر پیاز را داخل آن خلال کنید تا نرم و سبک شود. سیر را هم خرد کنید و به پیاز در حال تفت اضافه کنید . کمی که پیاز و سیر را تفت دادید در گوشه ای از قابلمه جمع کنید و مرغ را داخل قابلمه بگذارید تا سرخ شود. وقتی یک طرف مرغ سرخ شد آن را برگردانید تا سمت دیگر آن هم سرخ شود.بعد از سرخ شدن مرغ به آن نمک ، فلفل و زرد چوبه اضافه کنید و داخل قابلمه 2 لیوان آب جوش بریزید . هویج را حلقه کنید و در اطراف مرغ داخل قابلمه بریزید .
5 عدد آلوی مانده را هم داخل قابلمه بریزید.نصف لیمو را به صورت حلقه ای برش بزنید و به همراه بقیه حلقه های گوجه فرنگی مانده روی مرغ قرار دهید.دقت کنید تا حلقه های لیمو (LEMON) داخل قابلمه نیفتد.در قابلمه را میگذاریم و صبر میکنیم تا مرغ نیم ساعت بپزد.در این فاصله سس مرغ را آماده میکنیم.قابلمه ای را روی حرارت قرار میدهیم و مقداری روغن داخل آن میریزم و یک قاشق رب گوجه را داخل آن سرخ میکنیم ، بعد به آن یک قاشق غذا خوری آب نارنج و یا آب غوره به همراه کمی نمک و یک فنجان آب جوش اضافه میکنیم و منتظر می مانیم تا سس به جوش بیاید.بعد از قل خوردن سس ، زعفران سائیده شده را به آن اضافه کنید و بگذارید تا کمی بجوشد.
برداشتن لیمو ها از روی مرغ
بعد از نیم ساعت زمانی که از پخت مرغ گذشت در قابلمه را باز کنید و لیموها را از روی مرغ بردارید و دور بریزید .گوجه را داخل آب مرغ بریزید. مرغ را زیرو رو کنید و دقت کنید تا پوست مرغ پاره نشود.حالا سسی را که آماده کرده بودید به فرچه به تمام سطح رویی مرغ بمالید و اضافه سس را داخل آب مرغ بریزید و اجازه دهید مرغ با حرارت کم یک ساعت دیگر هم بپزد.بعد پخته شدن مرغ ، آن را از قابلمه خارج کنید و با روغنی که داخل سس مرغ داخل قابمله است روی مرغ را با فرچه چرب کنید و بگذارید داخل ماهیتابه و کمی سرخ کنید تا پوست روی آن برشته شود .
مرحله نهایی و تزیین مرغ
مرغ آماده شده شکم پر را داخل ظرف مورد نظر بریزید و با آب مرغ و کمی خلال پسته و بادام تزیین کنید.در هنگام سرو نخ را هم از مرغ جدا کنید
ميانه روي رويه عاشق اهل بيت ( علیهم السلام) است:
كسي كه مدعي عشق به اهل بيت ( علیهم السلام) است سعي مي كند كه نه جلوتر از محبوبش قدم بردارد و نه عقب بماند كه در هر دو صورت قافيه را باخته و به كجراهه خواهد رفت. در حادثه كربلا، حبيب بن مظاهر و ظهير بن قين از اين قبيل بودند. نه قدمي جلو رفتند و نه قدمي عقب ماندند؛ بلكه تا آخرين لحظه قرين و همراه حضرت ابي عبدالله باقي ماندند. حضرت علي ع مي فرمايند «بهترين مردم نسبت به من گروه ميانه رو هستند، از آنها جدا نشويد».(نهج البلاغه: خطبه ۱۲۷/۷)
انسانى كه قلبش به نور حق، به ايمان و تسليم گشاده مىشود، آرامش و وقار مىيابد.
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدٰادُوا إِيمٰاناً مَعَ إِيمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كٰانَ اللّٰهُ عَلِيماً حَكِيماً.او كسى است كه آرامش و سكينه را در دلهاى مؤمنان نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان افزوده شود. لشكر آسمانها و زمين از آن خداست و خداوند دانا و حكيم است.
«سكينه» در اصل از مادۀ سكون به معنى آرامش و اطمينان خاطرى است كه هر گونه شك و ترديد و وحشت را از انسان زايل مىكند و او را در طوفان حوادث و در برابر سختىها و حمل مسئوليتهاى سنگين ثابت قدم مىدارد. اين آرامش ممكن است جنبۀ عقيدتى داشته باشد و تزلزل اعتقاد را بر طرف سازد، يا جنبۀ عملى داشته باشد و ثبات قدم و مقاومت و شكيبايى و وقار به انسان بخشد.اين آرامش، اطمينان ناشى از ايمان است كه در قلب مؤمن وارد مىشود و به سبب آن، مؤمن قادر به حمل بارهاى سنگين مىگردد و در آزمايشها و دشوارىهاى امور با قوّت و استوار برخورد مىكند.زيرا ياد خدا و غير او را از ياد بردن، دل را گشاده مىدارد و آرامش مىبخشد و رفتار را با وقار مىسازد.اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.كسانى كه ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن و آرام است، آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مىيابد.
آن كه به ايمان شرح صدر يافته است، آرامش مىيابد، از اضطراب و بىثباتى آزاد مىشود. شرح صدر تجافى از دنيا مىآورد و اين امر سبب مىشود به خاطر آن چه از دست داده است، اندوهگين نشود و به آن چه دارد دلبستگى پيدا نكند؛ و اين موجب آرامش روحى و وقار و ثبات قدم مىشود. چنين كسى در اداره امور دچار تزلزل نمىگردد.
منبع:دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی «منطق عملی»، جلد: ۳، صفحه: ۱۹۴، دريا، تهران - ایران، 1383 ه.ش.
بامبو چیست ؟
بامبو گیاهی است از خانواده های علوفه ، گراس ، کرامینه یا گندمیان که گیاه شناسان آن را زیرمجموعه ی خانواده ی ( bambus-odiuc ) قرار داده وجزو علفه های غول پیکر به شمار آورده اند. بامبو در زبان فارسی به نی، خیزران شهرت دارد.
گل بامبو و شانس
میگویند که بامبو شانس میآورد، اماباید تعداد آن فرد باشد! برای شانس آوردن باید تعداد بامبوهایی که در خانه نگهداری میکنید سه، پنج و… به هر حال فرد باشد در غیر این صورت بدشانسی میآورد. شاید همین خرافه که در ایران نسبت به بعضی کشورهای آسیای شرقی سابقه کوتاهتری دارد یکی از عوامل رونق بازار فروش این نوع گیاه خاص باشد. البته باید گفت که این خرافه در بعضی از کشورها ریشههای کهنی دارد!
قیمت گل بامبو
کشت و پرورش «لاکی بامبو» در داخل کشور بسیار پرهزینه است. این گیاه که معمولا از مالزی و تایلند وارد میشود در شرایط طبیعی آب و هوایی کشور نمیروید. بنابراین هر بامبویی که در کشور وجود دارد وارداتی است. به همین دلیل قیمت بامبو بالا می باشد
خواص گل بامبو برای سلامتی
گل بامبو برای درمان اختلالات معده،گیاه بامبو برای بیماران مبتلا به آسم مفید است، بامبو برای درمان اختلالات مربوط به قاعدگی، بامبو برای درمان کرم های روده ای،بامبو برای درمان اختلالات ریوی,بامبو برای درمان زخم ها,جوانههای گیاه بامبو دارای خواص آنتی اکسیدانی هستند که برای جلو گیری از سرطان و تقویت سیستم ایمنی بدن بسیار مفید میباشند.
مضرات بامبو:
گونههای غیربومی بامبوها میتوانند حامل بیماری و آفاتی باشند که در محل بومی خود بروز پیدا نکنند و با تغییر اقلیم و ورود به یک اقلیم جدید به عنوان میزبان آفات و بیماریها عمل کنند.
نکاتی برای نگهداری از گیاه بامبو:
نکات مهمی که در مورد این نوع بامبو لازم است در نظر گرفته شود، نور کافی و آب تازه است و نیاز به رسیدگی خاصی ندارد. البته بامبو برای رشد، خاک نمی خواهد. حتی می توان آن را در خاک های ژله ای نگهداری کرد اما برای رشد بهتر است از تقویتکننده های مایعی استفاده شود که به آب بامبو اضافه می کنند و گل فروشی ها آن را «غذای بامبو» می نامند.
بامبوها گیاهان بسیار حساسی هستند و در صورت کوچکترین تماسی با موادشیمیایی مثلا موادشوینده، نگهداری در هوای گرم، عدم تعویض آب، قرار گرفتن در مجاورت نور زیاد و گاهی بیماری، کم کم زرد می شوند و از بین می روند. به همین دلیل ظرف یا گلدانی که در آن نگهداری می شود باید ماهی یک بار شسته شود و قبل از آنکه گیاه در آن قرار گیرد، کاملا خشک شود.
اگر نکات بالا را مدنظر قرار بدهید و بامبو را در دمای ۱۵ تا ۲۵ درجه سانتیگراد و دور از نور مستقیم خورشید و باد مستقیم کولر نگه دارید و رطوبت لازم را برای آن فراهم کنید، پس از مدت ۵ تا ۷ ماه شاهد قد کشیدن عجیب این گیاه پیچ خورده و سرسبزی آن خواهید بود.
بامبو برعکس بقیه گیاهان، نگهداری می شود؛ یعنی وقتی نور کمتری به آن برسد، بیشتر در جستوجوی نور قد می کشد و در تماس با نور زیاد و گرما از داخل می پوسد.
تمیز نگه داشتن آب بامبو و تعویض هفتگی اثر بسزایی در سلامت گیاه دارد. مقدار آب نیز باید تا اندازه ای باشد که تقریبا تا ۲/۵ سانتیمتر بالاتر از انتهای پایینی ساقه قرار بگیرد.
دو عامل برای زرد شدن بامبو مطرح است. نور مستقیم یا بیش از حد و آب لوله کشی مورد استفاده برای گیاه که حاوی مقدار بیش از حد نمک یا فلوراید است. اگر گیاهتان بنابه دلایلی زرد شده و رشد آن متوقف شده است، آن را از تابش مستقیم نور آفتاب دور کرده و آب آن را تنها از آب فیلتر شده یا آب معدنی طبیعی تامین کنید تا دوره پربار و جدیدی را آغاز کند.
منبع: https://www.beytoote.com
از دیرباز در حوزه هزار ساله نجف اشرف ، هفتم صفر را روز شهادت امام مجتبی (ع) بشمار آورده و شیعیان عراق و سایر کشورها نیز در این روز برای سبط اکبر؛ امام حسن مجتبی (ع) اقامه عزا می کرده و می کنند. اما در ایران ، متاسفانه نزدیک به دو قرن است که شهادت سبط اکبر، امام مجتبی ع را در روز 28 صفر، همزمان با رحلت پیامبر اکرم ص قرارداده اند. چرا ؟! در وقوع شهادت سبط اکبر پیامبر ص ، امام مجتبی ع در ماه صفر، بین علمای شیعه اختلافی وجود ندارد. ، لیکن در روز شهادت امام ع سه سخن وجود دارد.
سخن نخست:
مرحوم شیخ کلینی ، روز پایانی صفر را اعلام داشته است ، که گفتنی است تنها ایشان ، این سخن را ذکر کرده است و از آنجا که قول منفردی است ، با تمام وجاهت و بزرگی وی ، هیچ یک از علمای شیعه تا این زمان از او پیروی نکرده اند.
سخن دوم:
در این راستا روز بیست وهشتم صفر است که گفته شیخ مفید«قدس سره» در کتاب (مسارّ الشیعة) میباشد. و این در حالی است که خود شیخ مفید در کتاب دیگرش بنام (الارشاد) از ذکراین روز به عنوان روز شهادت خودداری نموده است و تنهابه ذکر ماه صفر اکتفا کرده است!
دومین شخصی که به این قول اشاره نموده ، مرحوم شیخ طوسی است. البته لازم به ذکر است که قول بیست و هشتم صفر از سوی برخی مثل شیخ طبرسی و ابن شهرآشوب مازندرانی مورد تأیید قرار گرفته است، لیکن پس از قرن ششم تا این زمان قائلی ندارد.
سخن سوم:
اما سخن سوم و روایت مشهور ، هفتم صفر است ، و از دو جهت حائز اهمیت است. نخست از جهت قائلین به آن، در کمّ و کیف است. بطوریکه اشاره کنندگان به این روایت ، از جایگاه مهم تری برخوردار است.
از سوی دیگر د روایات به روز دقیق شهادت امام ع اشاره شده است و این خود نشان از ترجیح این گفته نسبت به روایات دیگر دارد. تا آنجا که در این راستا، در روایات به روز پنجشنبه اشاره شده است.
اما از جهت تعداد قائلین این روایت وگفته ، از قائلین دو قول پیشین بیشتر است. که در ادامه به اسناد آن اشاره می کنیم. لازم به ذکر است که بنابر اسناد موجود، این قول از زمان امام کاظم (ع ) رواج داشته و از سوی قاسم بن ابراهیم الرسّی«البرسی» ١٦٩ - ٢٤٦هق عنوان شده است.
قبل از ورود به بحث لازم است که قاسم بن ابراهیم را از دیدگاه رجالییون معرفی کنیم. نجاشی رجالی بزرگ در مورد قاسم بن ابراهیم اینگونه مینویسد: « قاسم پسر ابراهیم طباطبا پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر حسن مثنّی پسر امام مجتبی (ع) است. او صاحب کتاب (تثبیت الامامة) میباشد که از امام صادق( ع) با واسطه و از امام کاظم( ع) بدون واسطه روایت میکند».
ابوالحسن العمری در کتاب (المجدی فی انساب الطالبییّن) می نویسد: «کنیة او ابامحمّد فردی عفیف و زاهد بوده است و از سلاطین جور وقت دوری جسته و هدایا و مراحم آنان را اگر چه از طلا و نقره بوده، نپذیرفته است و مردم را به وصایت امام رضا ع دعوت می کرده و از سال ٢٢٠ هق تا ٢٤٦هق که از دنیا رحلت نمود، درجبل الرسّ«کوهی در نزدیک حله» مخفی بوده است.
همچنین مرحوم آقا بزرگ تهرانی از او تمجید بسیار نموده است و فرموده است: او سیدی شریف و از سادات بنی الحسن( ع) است. از این روایت قاسم بن ابراهیم، بزرگانی از فقهاء همچون شهید اول، کفعمی، پدر مرحوم شیخ بهائی، شیخ بهائی در (توضیح المقاصد)، علامه مجلسی در (بحار الانوار)، شیخ عبدالله بحرانی در (عوالم العلوم)، شیخ محمد حسن نجفی در (جواهر الکلام)، شیخ جعفر کاشف الغطاء در (کشف الغطاء) و شیخ عباس قمی در (انوار البهیّه)«قدس سرهم» پس از قرن هفتم تا زمان حاضر تبعیت نمودهاند؛ که به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
اسناد وارده در کتب حدیثی مبنی بر شهادت در روز ٧ ماه صفر
سند اول: «تثبیت الامامة»
قدیمی ترین منبعی که در این زمینه تا به حال یافت شده است کتاب « تثبیت الامامة»تالیف «سید قاسم بن ابراهیم الرسی» است که در سال ٢٤٦ وفات یافته است. وی که خود از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی( ع) است، از زهاد و عباد و علمای زمان خویش بود که دارای تألیفات فراوانی است. گفتنی است وی از روات احادیث هم بوده است و بدون واسطه از حضرت موسی بن جعفر (ع ) روایت نقل میکرده است. وی در کتاب خویش چنین آورده است.
<إمام حسن ، پدرش أمیر المومنین علی(ع) ، مادرش فاطمة الزهراء ع ، ولادتش ، در مدینه ودو نیمه ماه رمضان ، در سال سوم هجرت ، القاب او: تقی، زکی، سبط، وفات او هفتم صفر سال پنجاه هجری بوده است. »
سند دوم: قول شهید اول
یکی دیگر از کسانی که قائل بودند شهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی ع در هفتم ماه صفر واقع شده است، شهید اول (متوفای ٧٨٦هجری) می باشند ایشان در کتاب شریف «دروس» می فرمایند: الامام، الزکی، ابومحمد الحسن بن علی سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجرة … و قبض بها مسموما یوم الخمیس سابع صفر سنة تسع و اربعین من الهجرة.
سند سوم :«مرحوم کفعمی»
یکی دیگر از کسانی که قائل به شهادت امام حسن مجتبی در هفتم ماه صفر شده است، علامه بزرگوار و محدث کبیر مرحوم کفعمی صاحب کتاب شریف «مصباح» می باشد ایشان در این کتاب
چنین می فرماید:
« ولد فی یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة ثلاث من الهجرة و توفی یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة خمسین من الهجرة.
سند چهارم: پدر بزرگوار شیخ بهایی
یکی دیگر از بزرگانی که قایل به شهادت امام حسن مجتبی (ع) در هفتم صفر می باشد مرحوم علامه شیخ حسین والد مکرم شیخ بهایی در کتاب «وصول الاخبار الی اصول الاخبار» می باشد وی که متوفای سال ٩٨٤ هجری است در کتاب خویش می فرماید: « هو الامام الزکی ابومحمد سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجرة مسموما فی المدینة یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة تسع او ثمان و اربعین و قیل سنة خمسین من الهجره عن سبع و اربعین سنة.
سیره علمی علماء و سنت عملی آنان اینگونه بوده است که این بزرگان در روز هفتم ماه صفر، در تمامی حوزه ها و سرزمین های شیعه ، اقامه عزا می نمودند. به ویژه این سنت در نجف اشرف و حوزه علمیه قم پس از ورود آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری«قدس سره» به قم و تاسیس حوزه، دستور به تعطیلی بازار، حوزه علمیه و اقامة عزا نمودند؛ و پس از ایشان ادامه این سنت ، سیره بزرگانی همچون آیة الله بروجردی وجز اینها بوده است.
مطلب دیگر موضوع ولادت امام کاظم (ع) است. ولادت امام کاظم «(ع) » در روز هفتم صفر با اینکه بین علما شهرتی پیدا کرده است ولی؛
اولاً: بزرگانی چون شیخ کلینی در(اصول کافی) و شیخ مفید در (الارشاد و مسارّ الشیعه) و شیخ طوسی«قدس سرهم» در (تهذیب الاحکام)به قول ولادت آن حضرت درهفتم صفر اعتنا نکرده و از بیان آن ساکت ماندهاند.
دوم بزرگانی از علما چون شهید اول در (الدروس)، شیخ محمد حسن نجفی در(جواهر الکلام) و شیخ جعفر کاشف الغطاء«قدس سرهم» در (کشف الغطاء) آن را ضعیف بشمار آورده اند.
دیگر اینکه در تاریخ ولادت امام کاظم (ع) ، روایاتی وارد شده است که بزرگان از محدثین چون احمد بن خالد برقی در (المحاسن)، شیخ کلینی در (اصول کافی)، محمد بن حسن صفّار در (بصائر الدرجات) و ابن جریر طبری شیعی«قدس سرهم» در (دلائل الامامة) از ابی بصیر به طرق مختلف از امام صادق (ع) روایت کرده اند:که این ولادت پس از ایام حج سافل ١٢٧ هـ و هنگام مراجعت حضرت صادق (ع) به مدینه و در اولین منزل پس از جحفه به نام ابواء بوده است. که به تصریح معجم البلدان ابواء ٣٣ میل (حدود ٥٣کیلومتر) تا جحفه فاصله دارد.
روایت ابی بصیر قرینهای است بر اتمام حج و بازگشت به مدینه در همان سالی که امام کاظم(ع) در ابواء به دنیا آمده، و این دلالت دارد بر اینکه امام کاظم (ع) در ماه ذی الحجه دیده به جهان گشوده اند ونه در ماه صفری که درسال١٢٨ هجری نقل شده است.
نقش تولد ناصرالدین شاه در روز هفتم صفر
دیگر اینکه ابن جریر طبری«قدس سره» متوفای قرن چهارم در روایت دیگر از امام عسکری (ع) در (دلائل الامامة)، تصریح بر وقوع ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجة دارد. امًا گسترده شدن روز ولادت حضرت امام کاظم (ع) در هفتم صفر و در نتیجه کم رنگ شدن روز شهادت امام مجتبی(ع) در هفتم صفر ، به رخداد دوران ناصر الدین شاه و جشن تولد وی باز می گردد.
تولد ناصرالدین شاه در این روز بود و برای اینکه روز تولدش برخورد با شبِ شهادت امام حسن مجتبی(ع) نباشد تا بتوانند جشن بگیرند، دستور داد که در تقویم کشور تغییر بوجود آورند و متاسفانه یک احتمال ضعیف، جای واقعیت پذیرفته شد!
اما گفتنی است از آنجا که تولد او در همین روز بوده است، این سنت غلط قرار داده شد وتا آن هنگام روایت بیست وهشتم صفر در ایران معمول نبود و جالب اینکه تنها اکنون در ایران ، این روایت شهرت یافت که بحمد الله در این دو دهه أخیر ، با تشکیل مجالس عزا و سوگواری در روز هفتم صفر ، این روز به عنوان روز رسمی شهادت امام مجتبی (ع) در تقویم رسمی کشور قید گردیده و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز برنامه عزا و سوگواری را در این هنگام منتشر می کند.
* دکتر هادی انصاری، محقق تاریخ اسلام، جراح و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران
صلی الله علیک یا رسول الله……
«و لقد كان - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - يأكل على الأرض، و يجلس جلسة العبد، و يخصف بيده نعله، و يرقع بيده ثوبه، و يركب الحمار العاري، و يردف خلفه، و يكون السّتر على باب بيته فتكون فيه التّصاوير فيقول: يا فلانة - لإحدى أزواجه - غيّبيه عنّي، فإنّي إذا نظرت إليه ذكرت الدّنيا و زخارفها. فأعرض عن الدّنيا بقلبه، و أمات ذكرها من نفسه، و أحبّ أن تغيب زينتها عن عينه، لكيلا يتّخذ منها رياشا، و لا يعتقدها قرارا، يرجو فيها مقاما، فأخرجها من النّفس، و أشخصها عن القلب، و غيّبها عن البصر. و كذلك من أبغض شيئا أبغض أن ينظر إليه، و أن يذكر عنده.»[1]
او كه درود خدا بر وى و خاندانش باد، روى زمين غذا مىخورد و همچون بندگان مىنشست، و به دست خود پاىافزار خويش را پينه مىزد، و جامۀ خود را وصله مىكرد، و بر خر بىپالان سوار مىشد، و ديگرى را بر ترك خود سوار مىكرد؛ پردهاى بر در خانۀ او آويخته بود كه نقش و نگار داشت، يكى از زنان خويش را گفت:
«اين پرده را از نظرم پنهان كن كه هرگاه بدان مىنگرم، دنيا و زيورهاى آن را به ياد مىآورم». آن حضرت با تمام قلب خويش از دنيا روى گرداند و ياد آن را در وجود خود ميراند؛ و دوست داشت كه زينت دنيا از او نهان ماند تا زيورى از آن برندارد. دنيا را پايدار نمىدانست و در آن اميد ماندن نداشت. پس آن را از وجود خود بيرون كرد و دل از آن برداشت و ديده از آن برگرفت. آرى چنين است كسى كه چيزى را دشمن دارد، خوش ندارد بدان بنگرد يا نام آن نزد وى بر زبان رود.
رسول خدا (ص) خوش نداشت كه چيزى ميان او و محبوبش حايل شود و نيازش را به او در غفلت برد و اتصالش را به حق مانع شود؛ پس درويشانه زيست.
[1] نهج البلاغه، خطبۀ ۱۶۰؛ربيع الابرار، ج ۵، ص ۳۸۴.
۱. نوشیدنیهای دارای قند مصرف نکنید
نوشیدنیهای دارای قند چاقکنندهترین خوراکیهایی هستند که میتوانید وارد بدن خود کنید. دلیلش این است که مغز، قند مایع را مانند کالریهایی که از طریق غذاهای جامد وارد بدن میشود، تشخیص نمیدهد. به همین دلیل، زمانی که نوشیدنی گازدار مصرف میکنید، در واقع مجموعا کالری بیشتری مصرف میکنید.
نوشیدنیهای دارای قند، شدیدا باچاقی، دیابت نوع ۲، بیماریهای قلبی و تمام مشکلات سلامتی در ارتباط هستند. به خاطر داشته باشید که آبمیوهها نیز به اندازهی نوشیدنیهای گازدار مضر هستند. آنها به همان اندازه حاوی مقدار زیادی قند و مقدار کمی آنتیاکسیدان هستند. پس به اثرات مضر قند بیتوجه نباشید.
۲. آجیل بخورید
آجیل علیرغم چربی بالایی که دارد، بسیار مغذی و سالم است. آجیل حاوی مقدار زیادی منیزیم، ویتامین E، فیبر و دیگر مواد مغذی است. مطالعات نشان دادهاند که آجیل میتواند به کاهش وزن و مبارزه با دیابت نوع ۲ و بیماریهای قلبی کمک کند. علاوه بر این، حدود ۱۵-۱۰٪ از کالریهای موجود در آجیل حتی جذب بدن هم نمیشوند و برخی شواهد نشان میدهند که آنها میتوانند متابولیسم را افزایش دهند.
در یکی از تحقیقات نشان داده شد که بادام در مقایسه با کربوهیدراتهای پیچیده کاهش وزن را تا ۶۲٪ افزایش میدهد.
۳. از غذاهای بیکیفیت و فرآوری شده استفاده نکنید (در عوض غذای واقعی بخورید)
غذاهای بیکیفیت فرآوری شده (مثل چیپس و پفک) در رژیم غذایی بزرگترین دلیلی است که مردم دنیا، بیش از پیش چاقتر و بیمارتر میشوند. این غذاها مهندسی شدهاند تا «بیشتر خواسته شوند»، بنابراین آنها مغز را فریب میدهند تا بیش از آنچه نیاز داریم مصرف کنیم و حتی باعث اعتیاد برخی افراد نیز میشوند. مقدار فیبر، پروتئین و ریزمغذیهای آنها (کالری خالی)، کم است، اما دارای مواد ناسالم بالایی مانند قند و غلات اصلاح شده هستند.
۴. از قهوه نترسید
قهوه به صورت غیرمنصفانهای بد جلوه داده شده است. واقعیت این است که قهوه بسیار سلامتیبخش است. آنتیاکسیدانهای قهوه زیاد است و مطالعات نشان دادهاند کسانی که قهوه مینوشند عمر طولانیتری دارند و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲، بیماری پارکینسون، آلزایمر و بیماریهای متعدد دیگر در آنها کم است.
حتما بخوانید: خواص قهوه؛ ۱۳ خاصیت اثباتشده قهوه برای سلامتی
۵. ماهی چرب بخورید
تقریبا همه موافقند که ماهی غذای سالمی است. این مورد به ویژه در مورد ماهیهای چرب مانند سالمون که حاوی اسید چرب امگا۳ و مواد مغذی بسیار دیگر است صحت دارد. مطالعات نشان دادهاند در افرادی که بیشترین مقدار ماهی را مصرف میکنند، خطر ابتلا به انواع بیماریها مانند بیماریهای قلبی، زوال عقل و افسردگی کمتر است.
۶. خواب کافی داشته باشید
در مورد اهمیت خواب کافی نمیتوان بیش از این نمیشود تاکید کرد. خواب کافی اگر نه بیشتر، اما به اندازهی رژیم و ورزش اهمیت دارد. کمبود خواب میتواند مقاومت به انسولین را تحریک کند، همچنین در اثر کمخوابی هورمونهای اشتها به خوبی کار نمیکنند و عملکرد ذهنی و فیزیکی شما کاهش مییابد.
علاوه بر این کمبود خواب، یکی از قویترین فاکتورهای خطر برای اضافه وزن و چاقی در آینده است. یکی از مطالعات نشان داده است که کمبود خواب۸۹٪ و در بزرگسالان ۵۵٪ خطر چاقی را افزایش داده است.
۷. در رابطه با باکتریهای پروبیوتیک و فیبر، مراقب سلامت دل و رودهی خود باشید
باکتریهای موجود در شکم شما، که روی هم رفته میکروبیوم شکمی خوانده میشوند، گاهی با عنوان «عضو فراموش شده» مورد اشاره قرار میگیرد. این باکتریهای شکمی از اهمیت بسیار زیادی برای تمامی جنبههای سلامت برخوردارند. هرگونه اختلال در باکتریهای شکمی به مزمنترین و جدیترین بیماریهای دنیا مانند چاقی مرتبط است. یکی از راههای مناسب برای بهبود سلامت شکم، خوردن غذاهای حاوی پروبیوتیک (مانند ماست) است، همچنین میتوانید از مکملهای پروبیوتیک استفاده کنید و فیبر زیاد مصرف کنید. فیبر برای باکتریهای شکمی مانند سوخت عمل میکند.
۸. کمی آب بنوشید، به خصوص قبل از وعدههای غذایی
نوشیدن آب کافی مزایای متعددی دارد. یکی از مزایای مهم آن افزایش مقدار کالریای است که میسوزانید. طبق دو تحقیق انجام یافته، نوشیدن آب کافی میتواند متابولیسم را ۲۴٪ تا ۳۰٪ در یک دورهی ۱ تا ۱.۵ ساعته افزایش دهد. اگر روزانه ۲ لیتر آب بنوشید، میتواند به سوازندن ۹۶ کالری اضافی منجر شود. بهترین زمان نوشیدن آب نیم ساعت قبل از وعدههای غذایی است. مطالعهای نشان داده است که نیم لیتر آب، ۳۰ دقیقه قبل از هر وعده کاهش وزن را تا ۴۴٪ افزایش میدهد.
۹. گوشت را بیش از حد طبخ نکنید یا آن را نسوزانید
گوشت میتواند بخش سالم و مغذی تغذیه باشد. پروتئین بسیار بالایی دراد و حاوی مواد مغذی متعددی است. مسائل بسیاری هنگام پخت بیش از اندازه یا سوزاندن گوشت به وجود میآید. این امر میتواند منجر به شکلگیری ترکیبات خطرناکی شود که احتمال ابتلا به سرطان را افزایش میدهند. پس گوشت بخورید اما آن را بیش از حد طبخ نکنید و نسوزانید.
۱۰. قبل از خواب از نور زیاد اجتناب کنید
زمانی که در معرض نور روشن در شب قرار میگیریم، عمل تولید هورمون خواب یعنی ملاتونین دچار اختلال میشود. یک ترفند جالب، استفاده از عینک کهربایی است که از ورود نور آبی در شب به چشم جلوگیری میکند. این عینکها نور آبی را به خاطر طول موج کوتاهی که دارند فیلتر کرده و باعث میشوند دید بهتری داشته باشید. این امر باعث تولید ملاتونین میشود، درست مانند وضعیتی که محیط کاملا تاریک است و کمک میکند که بهتر بخوابید.
۱۱. اگر از نور خورشید به قدر کافی بهره نمیبرید، از ویتامین D3 استفاده کنید
در گذشته، بیشتر مردم ویتامین D مورد نیاز خود را از نور خورشید دریافت میکردند. مسئله این است که بیشتر مردم امروزه نور طبیعیِ کافی دریافت نمیکنند یا در جایی زندگی میکنند که نور خورشید وجود ندارد یا بیشتر مدت روز را در جاهای سرپوشیده میمانند یا از زمانی هم که بیرون میروند از کرمهای ضد آفتاب استفاده میکنند. طبق دادههای سال ۲۰۰۵-۲۰۰۶ حدود ۴۱.۶٪ مردم امریکا، از کمبود این ویتامین بسیار مهم رنج میبرند. اگر نمیتوانید در معرض نور کافی آفتاب قرار بگیرید، بدانید که مکملهای ویتامین D مزایای بسیار زیادی برای سلامتی دارند. از جملهی این مزایا، بهبود سلامت استخوان، افزایش قدرت بدنی، کاهش علائم افسردگی و کاهش خطر ابتلا به سرطان است. همچنین ویتامین D به شما کمک میکند عمر طولانیتری داشته باشید.
۱۲. میوه و سبزیجات بخورید
میوهها و سبزیجات غذاهای «پیشفرض» و سالم برای همه محسوب میشوند و علل آن بدیهی است. آنها حاوی فیبر پروبیوتیک، ویتامین، مواد معدنی و تمامی انواع آنتیاکسیدانها هستند که برخی از آنها اثرات بیولوژیکی موثری دارند. تحقیقات نشان داده است افرادی که میوه و سبزیجات بیشتری میخورند عمر طولانیتری دارند و خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، دیابت نوع ۲، چاقی و انواع بیماریها در آنها کمتر است.
۱۳. حتما پروتئین کافی مصرف کنید
مصرف پروتئین کافی بسیار مهم است و بسیاری از کارشناسان معتقدند که مقادیر توصیه شده در روز بسیار اندک است. پروتئین به ویژه برای کاهش وزن مهم است و از طریق مکانیسمهای متفاوتی عمل میکند. مصرف زیاد پروتئین میتواند سوختوساز را به طور قابل توجهی افزایش دهد و در عین حال باعث شود احساس سیری کنید تا جایی که به طور خودکار کالری کمتری مصرف کنید. همچنین میتواند ولع خوردن را از بین ببرد و تمایل به خوردن خوراک سبک آخر شب را کاهش دهد. تحقیقات نشان دادهاند که خوردن مقادیر زیاد پروتئین، مقدار قند خون و فشار خون را کاهش میدهد.
۱۴. ورزشهای هوازی انجام دهید یا کمی بیشتر راه بروید
انجام تمرینات ایروبیک (هوازی) یکی از بهترین راههایی است که میتوانید برای سلامت بدنی و ذهنی خود انجام دهید. این تمرینات به ویژه برای کاهش چربی شکمی (نوع مضر چربی که در اطراف اعضاء بدن ساخته میشود) موثر است. کاهش چربی شکم نیز به افزایش سلامت متابولیک منجر میشود.
منبع:.chetor.com
من پیشنهاد میکنم حتما به دورود تشریف بیاورید دوستان آخه اینجا پایتخت طبیعت ایرانه از اشترانکوه سر به فلک کشده و نگین زیبای گهر دیدن بفرمایید ، از آبشار اعجاز انگیز بیشه که واقعا عظمت خالق بی همتا رو به نمایش گذاشته ، از اماکن زیبای قدیمی و …و…خلاصه دورود بسیار زیباست تا نبینید باورتون نمیشه ….
شهید جابری طرح جالبي براي محاسبه نفس و دوري از گناه ريخته بود. در بالاي يك صفحه كاغذ، اين حديث را نوشته بود: «حاسِبوا قَبْلَ أنْ تُحاسَبوا» كمي پايين تر، انواع و اقسام گناهان را رديف كرده و جلوي هر كدام را خالي گذاشته بود. اين برگه را تكثير كرد و به هر كدام از مربيان، يك برگه داده بود و مي گفت: «شب كه رسيد، بنشينيد و همه كارهايتان را بررسي كنيد، ببينيد چندتا دروغ گفته ايد؟ چقدر غيبت كرده ايد؟ تهمت زده ايد يا نزده ايد؟ بدبيني داشته ايد يا نه؟ چند تا كار خوب كرديد؟ خلاصه همه اعمال را در نظر بياوريد! سر يك ماه، نگاهي به اين برگه كنيد و خود را محاسبه كنيد!» اين برنامه، تأثير عميقي روي مربيان گذاشت و خيلي چيزها را تغيير داد.
برگرفته از کتاب بحر بيساحل، ص 96.
پرواز می دهیم که بال و پرت کنیم
معراج می بریم که پیغمبرت کنیم
دیگر بس است خلوت چله نشینی ات
وقتش رسیده است مقرب ترت کنیم
دسته گل قدیمی خود را از این به بعد
دست تو می دهیم که تاج سرت کنیم
حالا نماز شکر بخوان فدیه ات بده
تا صاحب زلال ترین کوثرت کنیم
می خواستیم فرق کنی با پیمبران
می خواستیم آینه ی دیگرت کنیم
این سیب را بگیر و برای خودت ببر
وقتش شده است فاطمه را دخترت کنیم
می خواستیم نسل تو زهرا نسب شود
ضرب المثل برای عجم تا عرب شود
خورشید، آفتابی انوار فاطمه است
صبحی اگر که هست بدهکار فاطمه است
آیینه اش سه مرتبه خود را ظهور داد
پیغمبر و علی همه تکرار فاطمه است
هر جلوه ای که جلوه ی نوری نمی شود
زهرا شدن فقط و فقط کار فاطمه است
شام زفاف پیرهن کهنه می برد
این تازه اولین شب ایثار فاطمه است
فردا اسیر دست جهنم نمی شود
امروز هر کسی که گرفتار فاطمه است
شعر از آقای علی اکبر لطیفیان
بیانات خواندنی شهید محبت مرحوم دولابی
مقدمه:
دیدگاه مرحوم دولابی پیرامون مرگ دو وجه دارد یکی آنکه این رویداد را ملاقات با خداوند ارزیابی میکند و از سوی دیگر آنرا هماره همراه انسان میداند:
“موت همیشه همراه ماست. وقتی میخوابیم گویا میمیریم و آنرا تمرین میکنیم. وقتی که نفس را بیرون میدهیم، در حقیقت میمیریم و با نفس دیگر ادامه حیات میدهیم…. وقتی جان دادن خیلی خوب وقتی است، هنگام تجلی خداست… با نزدیک شدن به آن مست میشوند به همبن خاطر بدان سکرات گفته میشود.”
ایشان مرگ طلب نیست اما آمادگی برای آنرا سبب استفاده بهتر از عمر میداند: «آمادگی موت خوب است نه زود مردن، بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پر ارزش خواهد بود. حضرت امیر فرمود یک ساعت دنیا را به همه آخرت نمیدهم.»
او دنیا و آخرت را به شب و روز تشبیه میکند: «دنیا شب صرف است و قیامت روز صرف و برزخ بین الطلوعین است. شیعیان دراین دنیا بین الطلوعین را طی میکنند.» او چندان از ارزش دنیا میکاهد و آنرا سایهای از آخرت میپندارد که حتی آنرا شایسته نکوهش هم نمیداند:«دنیا آن قدر خیالی است که اگر با خیالت همراه من بیایی، یک باره میبینی که جان دادهای و آمدهای آن طرف.»
بقول عارفی چه چیزی از موت بهتر که در آن توفیق وصل به حقیقت و ملاقات خداوند و اولیائمان علیهم السلام دست می دهد… مگر ما شیفته ملاقات پیامبر (صلی الله تعالی فرجه الشریف) و علی (علیه السلام) و دیگر امامانمان نیستیم؟ پس چرا ترس از مرگ و چه بهتر ازآن ؟ و این است سرّ “الموت احلی من العسل” (مرگ شیرین تر از عسل است) و این وعده دیدار علی (علیه السلام) است : یا حارهمدان من یمت یرنی
ای که گفتی فمن یمت یرنی جان فدای کلام دلجویت
کاش روزی هزار مرتبه من مُردَمی تا بدیدمی رویت
جمیل بن درّاج (یکى از راویان حدیث) گوید: ابوهاشم سید حمیرى رحمه الله مضمون این خبر را براى من به نظم کشید:
قول على لحارث عجب * کم ثم اعجوبة له حملا
یا حار همدان من یمت یرنى * من مؤمن او منافق قبلا
یعرفنى طرفه واعرفه * بنعته واسمه وما عملا
وانت عند الصراط تعرفنى * فلاتخف عثرة ولا زللا
اسقیک من بارد على ظمأ * تخاله فی الحلاوة العسلا
اقول للنار حین توقف للعرض * دعیه لاتقربى الرجلا
دعیه لاتقربیه ان له * حبلا بحبل الوصى متصلا (امالى شیخ مفید رحمه الله / 3، امالى شیخ طوسى رحمه الله 2 / 238، بحار الانوار 6 / 178 و 39 / 239) .
( این گفتار على علیه السلام به حارث عجیب است وچه عجایبى را حارث از حضرتش تحمل کرد !: اى حارث همدانى هر که بمیرد از مؤمن ومنافق مرا رویاروى مى بیند، دیدگان او مرا مى شناسد ومن نیز او را به وصف ونام وعمل مى شناسم. وتو در نزد صراط مرا مى شناسى، پس از هیچ لغزشى بیم مدار. تو را در حال تشنگى شربت سردى بنوشانم که آن را در شیرینى عسل پندارى. من به آتش دوزخ هنگامى که آن را براى عرضه بر دوزخیان بازمى دارند گویم: این مرد را رها کن وبه او نزدیک مشو، رهایش کن وبه او نزدیک مشو، که ریسمان او به ریسمان وصى پیامبر صلى الله علیه واله وسلم متصل است).
*******************************************************************
*موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن
*طوبی لِمَن ذَکَرَ المَعادَ وَ عَمِلَ لِلحِسابِ وَ قَنَعَ بِالکَفافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللهِ.
از خدا که رضا شد تازه در خانه وارد شده است.اینکه بعداً با اوچه میکنند معلوم نیست. اینها برای دم در است، وقتی که وارد میشود این چهار چیز را دارد یعنی اینها شرط ورود است.
وقتی می آمد این چهار چیز را در دنیا از دست داد و به سفلی افتاد. حالا که برگشته است دارد میرود داخل. از خدا رضا هم هست. آیا این شب زفاف نیست؟ این موت انسان است. آن را حداقل برابر با زفاف دنیا حساب کنید.
زفاف دنیا را به یاد بیاورید که انسان جوان است، مردم برایش دست میزنند و برایش مانوس می آورند تا قلبش آرام بگیرد. چه مانوسی از خدا بالاتر؟ چه مانوسی از حقیقت بالاتر.
خیلی به موت اهانت کردم که آن را با زفاف برابر گرفتم. اما چه کنم؟ مردم موت را که ملاقات خداست به قاعده ی زفاف هم قبول ندارند.این را اینجا نگویم کجا بگویم؟ زفاف دنیا دو شب است.پس فردا پیش قاضی میروند. مردم ملاقات خدا را به اندازه ی این هم قبول ندارند، مگر هیدجی ، که موت را به عنوان شب زفاف قبول داشت. البته ازدواج نکرده بود و شاید به آن خاطر که زفاف دنیا را نخواسته بود و عروسی نکرده بود؟ آنجا دچار شد. در مدرسه بود. درس میداد و درس میخواند. پیر که شد، شاعر شد و عاشق شد. آخر عمرش وصیت کرد. نوشت اگر در دنیا مال داشتم میگفتم رفقا آبگوشتی درست کنند تا در شب موت من که شب زفاف من است دور هم بنشینند و کیف کنند، من هم به عشق آنها خوش باشم. پشت سرش نوشت سید لاجوردی رحمه الله علیه با من قرار گذاشته است که اگر من زودتر مردم این سور را برای او بدهم و اگر او زودتر مرد این سور را بدهد. او دستگاه آن طرف موت را گفته بود که اگر تو زودتر از دنیا رفتی سور و سات شب زفاف را راه بیانداز، آب گوشتی در قیامت راه بیانداز، رفقای من و عاشقان آن قیامت را جمع کن تا وقتی که من می آیم باهم کیف کنیم.
حتی رحمه الله علیه هم پشت سر اسم او گفته بود، اما بازماندگان به خیال اینکه تاجر زنده است رفتند خبرش کنند تا آب گوشت را بار کند. وقتی سراغش را گرفتند دیدند بیست سال است مرحوم شده است. دوباره وصیت نامه با باز کردند، دیدند خودش هم گفته است رحمه الله علیه.مگر کسی که وصیت نامه را میخواند هوش است که چه میخواند؟ ولو اینکه هیدجی آن را نوشته باشد. او آنجا را اصل میدانست. تا انسان آن طرفی نشود حالیش نمی شود. آیا دیدی زفاف چیست؟
خوشا به حال کسی که یاد معاد کند. تازه فقط یاد کرده است. هنوز نرفته است. اما همین که یاد کنیم میرویم. عملش هم روی حساب باشد و قانع به کفاف دنیا و آخرت باشد، هر دو، و راضی از خدای خودش باشد.
زیاد ذکر موت را بکن بعد از موت وقتی مردی و زنده شدی دیگر زاد و راحله نیاز نداری
زاد وراحله برای این است که فهمت خوب شود و از خواب آلودگی خارج شوی
وقتی مردی حالا دیگر بنشینی نماز است نماز بخوانی نماز است بایستی نماز است کارکنی نماز است حرف بزنی نماز است
مُردنی که چشم را باز کرده هم پیغمبر را می بینی هم خدا را می بینی هم خودت را می بینی هم سبک شدی هم دنیا ازبین رفت هم خیالات طبیعت از بین رفت
خیلی ها توی خاک هستند فوت کرده اند هنوز دنیا را رها نکرده اند ،همش در خواب افراد می آیند که برایم نماز بخوان
قبل از فوت بمیرید موت خیلی بزرگ است
مؤمن هر جا به یاد خدا می نشیند قبرستان است مرحوم شده و رفته است
این لقمه چرب ونرم است یک مقدار کم هم که خوردی ،سنگین است
امیدوارم قشنگ بگیری اگر هم سنگین است یکی دو روز صبر کن تا هضمش کنی
خدا خودش خوب است یا بهشتش؟جوابش معلوم است
این اول قدم مردن است مهمان خدا باشید کم می دهد زیاد می دهد دیر می دهد زود می دهد حرف نزنید ببینید چه می شود
بیایید باهم قرار بگذاریم که هر کاری این صاحب خانه کرد چیزی نگوییم
تا وقتی نمرده ای یوم العمل است اما وقتی که مردی یوم الجزاست
وقتی نماز می خوانی دنبال مزد نباش همین نماز از مزد بالاتر است ،اگر نمازت را ببینی می گویی اگرهمه آسمان و زمین مال من باشد می فروشم که این نماز را بخرم
نماز یعنی محمد (صلی الله تعالی فرجه الشریف)،این نماز فروختنی است مگر عقلم کم است ؟!
بعد از موت نماز که می خوانی جمال محمد(صلی الله تعالی فرجه الشریف) را می بینی ،بعد از موت روزه که می گیری فقط علی (علیه السلام) را مشاهده می کنی
بعد از مردن چیزی برای خرید وفروش نداری چون اصل معامله دوچیز بود:پول ونفس ،چون این دو تا را دادی و به موت رسیدی دیگر خرید و فروش نمی کنی .در مقابل مال و نفست ،بچه هایت نور خودشان ،حیات خودشان را به شما دادند
اگر به اختیار خودت نمیری بالاخره شما را می میراند .قبول کردن موت ،موت است
وقتی که مردی پول،عبادت،گناه، همه چیز را گذاشتی ومرحوم شدی
موتوا قبل ان تموتوا
چون به میل خودت مردی ،خدا به غیر حساب رزق می دهد
خداوند به زور،جان دوستان اهل بیت را نمی گیرد فرمود:من تردید دارم که جان دوستان اهل بیت را بگیرم
جان دادن دو جور است اینکه با عطا و احسان می توانی شهید کنی .با شمشیر می شود کشت،ولی خوبی خیلی سریع تر از شمشیر می کشد.شهادت محبت نه سر وصدا دارد نه خون می ریزد
بیایید بمیرید تا روز قیامت سر افراز باشید .در امر دنیا جوری کار کن که همیشه زنده ای ودر امر آخرت طوری کار کن که امشب می میری
وقتی مردی جهنمی ها و بهشتی ها حرف شما را می زنند و ازشما تعریف می کنند .شما هم همش برای آنان دعا می کنید که صاحب خانه خودش را به آنها نشان دهد بلکه آنها هم پیش شما بیایند
حالا که مردی نه می خوری نه می خوابی ،جمال حق ویاد خدا سیرت می کند
کسی(منظور خود حاج اسماعیل دولابی) نزد حضرت علی (علیه السلام) دعا کرده بود که علی جان من بیایم پابوست همین که زیارتت کردم بمیرم رفت نجف اول نذرش را فراموش کرده بود بعد از زیارت همین که به خانه رسید تب کرد فردا که تبش شدیدتر شد یادش آمد که با حضرت چه قراری گذاشته رفت حرم و گفت علی جان من اشتباه کردم ،که را گفتم.امیرالمومنین(علیه السلام) به عزرائیل فرمود سی سالی رهایش کن .وقتی عزرائیل خدمت حضرت می رفت به مریض برخورد کرد .مریض حالش خوب شده بود می گفت الهی شکر که ازدست(علیه السلام) در رفتم.
عزرائیل به مریض گفت به خاطر دو ،سه روز عمر دنیا علی (علیه السلام) را ناراحت کردی
وقتی قول می دهی چرا زیرش می زنی و دبه می کنی آخرش که باید بروی توی بغل علی (علیه السلام)
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود ….
سال 76 بود تازه دیپلم گرفته بودم ، منتظر قبولی در دانشگاه بودم ، توی حیاط خونه پدری زیر درخت توت دراز کشیده بودم و به آسمون نگاه می کردم اون شب تابستونی بابای خدابیامرزم به همراه مادر و خواهر برادرم رفته بودن شب نشینی خونه عموم من نرفتم آخه دلهره فردا رو داشتم ، توی تنهایی و سکوت حیاط و آسمون پرستاره دعا کردم ، جمله ای که بعد بیست سال هنوز توی ذهنمه به امام زمان گفتم : یا صاحب الزمان بهترین راه رو نشونم بده و تنهام نذار …و خوابم گرفت و….
نتیجه کنکور اومد و من قبول نشدم ولی دلم قرص بود آخه پیش خودم می گفتم دیشب با امام زمانم معامله کردم ….
دو سه روز بعد به واسطه یکی از اقوام خبر تاسیس حوزه رو توی شهرمون شنیدم و خدا رو شکر اومدم حوزه ….و طلبه شدم . خدایا ما را در این راه ثابت قدم بدار الهی آمین ….
گام اوّل ـ توجه والدین به نماز
برای ترغیب کودکان به نماز، باید خودمان توجه داشته باشیم که نماز در رأس اعمال واجب قرار دارد و آن را در اولویت کارهای خود قرار دهیم. والدینی که توفیق چندانی در اقامه ی نماز ندارند و آن را در اولویت کاری خود قرار نمی دهند، نمی توانند مربّی فرزندانی باشند که باید نماز را در سرلوحه ی اعمال خود قرار داده و با نماز زندگی کنند.
گام دوم ـ دوست داشتن کودک
اگر در زندگی خود کسی را دوست داشته باشیم، ممکن است به خاطر او به همه ی چیزهایی که به نحوی با او ارتباط دارد علاقمند شویم؛ و نیز اگر از کسی متنفّر و منزجر باشیم، امکان دارد به خاطر تنفرّی که از او داریم، از هر چیز دیگری که ما را به یاد او می اندازد متنفّر شویم.
اگر با رفتارهای نادرست خود، کودکانمان را از خود منزجر کنیم، ممکن است آن ها از همه ی کارهای ما و از آن جمله نماز و عبادتمان متنفّر شده و از آن ها دوری کند. کما این که اگر آن ها را دوست داشته باشیم و به آن ها محبّت کنیم، آن ها هم با میل و اشتیاق بیشتری به تقلید از کارهای ما بر میآیند و سعی می کنند همانند ما رفتار کرده و به نماز و عبادت نزدیک تر شوند. پس، کودکانمان را دوست داشته باشیم و به آن ها محبّت کنیم. در این صورت آن ها هم وقتی نماز را به عنوان یک ارزش و یک اولویّت در زندگی ما ببینند، دوست دارند همانند ما نماز بخوانند و با خداوند انس بگیرند.
گام سوم ـ تقویت حسّ مسؤولیّت پذیری
علّت کوتاهی برخی از جوانان و نوجوانان ما در نماز، فرا نگرفتن حسّ مسئولیت پذیری و عادت به فرار از مسؤولیت در دوران کودکی است.[۱] بنابراین، شایسته است که همواره مسؤولیت هایی به عهده ی کودکانمان بگذاریم تا از همان دوران کودکی بیاموزند مسؤولیتی دارند و باید مسؤولیت های خود را با دقّت انجام دهند.
گام چهارم ـ تقویت عشق و علاقه ی درونی کودک نسبت به نماز
آنچه که بیش از نماز خواندن کودکان خردسال ما اهمیت دارد، تقویت عشق و علاقه ی آن ها به نماز است. بنابراین، باید به گونه ای رفتار کنیم که پیوسته شیرینی نماز در کام آن ها بماند و نباید با افراط و زیاده روی خود، باعث شویم که به نماز به عنوان کاری سخت و طاقت فرسا نگاه کنند. مخصوصا والدینی که موفّق به خواندن نمازهای نافله هستند باید مراقب باشند که فرزندشان پا به پای آن ها همه ی نمازهای واجب و نافله را نخواند و بیش از اندازه خود را به زحمت نیندازد. [۲]
گام پنجم ـ دور کردن فشارهای روانی از کودک
در این گام باید به این اصل مهم پایبند باشیم که نماز نخواندن کودک خردسال ما کاری زشت نیست، چرا که هنوز به سنّ تکلیف نرسیده است؛ اما نماز خواندنش کاری بسیار زیبا و قابل تحسین است. بدین معنا که اگر کودک ما به خاطر شیطنت های کودکانه گاهی نماز نخواند به او با دید منفی نگاه نکنیم؛ اما وقتی که نماز خواند محبّت خود را در حقّ او بیشتر کنیم. ثمره ی توجه به این اصل آن است که کودک ما برای نماز خواندن، خود را در معرض فشارهای روانی نخواهد دید، لذا با اختیار و اشتیاق به سوی نماز گام برمیدارد.
گام ششم ـ تشویق کودک برای شکوفا کردن انگیزه های درونی[۳]
کودکانمان را در این مسیر همواره تشویق کنیم. این تشویق ها باید به گونه ای باشند که اشتیاق درونی کودک را روز به روز به نماز بیشتر کند تا با خواندن نماز احساس غرور و عزّت نفس کند. تشویق کودکانمان به نماز باید در جهت شکوفا کردن انگیزه های درونی آن ها باشد. بدین معنا که آن ها را به خاطر نمازشان تکریم کرده و ارزش کارشان را به آن ها گوشزد کنیم و به آن ها بگوییم: «نماز، تشکّر از خدا بوده و نشانه ی بندگی ما محسوب می شود.»
همچنین کودکانمان را به خاطر انجام این فریضه ی الهی ببوسیم و برخی اوقات از کار خوبشان نزد دیگران تعریف کنیم. در این تشویق ها باید در انتخاب کمّ و کیف آن، ظرفیّت کودکمان را در نظر بگیریم تا با تشویق های بیش از اندازه آستانه ی رضایت مندی او را بالا نبریم. همچنین مراقب باشیم که این نوع تشویق ها ـ مخصوصا هدیه دادن و زیاد کردن پول تو جیبی ـ با فواصل زمانی زیاد و به صورت غیر منظم صورت گیرد، تا موجب شرطی شدن او نشود. از تشویق هایی که تاکنون از آن نام برده شد در اصطلاح به «تشویق های بیرونی» یاد می شوند. این تشویق ها باید به گونه ای باشند که کودک را به سوی تشویق های درونی و احساس لذّت درونی سوق دهند. [۴]
گام هفتم ـ آشنا کردن کودک با فلسفه ی نماز
با در نظر گرفتن مقتضای سنّی کودکانمان، فلسفه و هدف از نماز را به آنها توضیح دهیم. استفاده از «شیوه های مستقیم» در تشویق کودک اشکالی ندارد؛ اما استفاده از «شیوه های غیر مستقیم» در آموزش فلسفه ی نماز می تواند کارایی بیشتری داشته باشد.
به کودکان مان بگوییم که خداوند چه نعمت هایی به ما عطا فرموده و نیز به آنها بیاموزیم که در برابر هر هدیه دهنده ای زبان به تشکر باز کنند و با بی تفاوتی از کنار کار آن ها نگذرند. به عنوان مثال از او بخواهیم چند مورد از نعمت های خداوند را بشمارد. وقتی این کار را کرد نعمت چشم را به او گوشزد کنیم. بدین صورت که چشمانش را ببندیم و به او بگوییم برخی از کارها را با چشم بسته انجام دهد. اسباب بازی هایش را سر جای خودش بگذارد. اتاق را مرتب کند. نقّاشی بکشد و برخی کارهای دیگر. در این لحظات است که کودک ما آهسته، آهسته قدر چشم و میزان ارزش آن را بهتر میداند و میداند که چیزی جای چشم را نمی گیرد. در این صورت به فرزندمان می گوییم: عزیزم! فقط یکی از نعمت های خداوند همین چشم است که فوقالعاده ارزش داشته و قابل قیمت گذاری نیست. آیا شایسته نیست که با نماز از این خدای بزرگ و مهربان تشکر کنیم؟ به نظر شما کسانی که این همه نعمت را می گیرند و حاضر نیستند نماز بخوانند چگونه انسان هایی هستند؟
گام هشتم ـ همکاری اعضای خانواده در اقامه ی نماز
نماز جماعت خانوادگی علاوه بر آن که یاد نماز را در کانون خانواده زنده نگاه داشته و در مقایسه با نماز فرادی ثواب فراوانی دارد، یکی از بهترین کارها در تحکیم روحیه ی معنوی خانواده هم می باشد. کار گروهی موجب می شود تا سختی کار کمتر شده و جای خود را با شیرینی و حلاوت آن عوض کند. بچه ها هم با مشاهده ی این کار رغبت بیشتری به نماز نشان داده و با علاقه ی بیشتری به این کار روی آوردند.[۵]
[۱] . در مشاوره های اخلاقی، که برخی از والدین از بی نمازی فرزندانشان و تنبلی آن ها در خواندن نماز گلایه دارند، متوجه می شویم که مهم ترین علت کوتاهی فرزندانشان در نماز، کوتاهی والدین در تقویت نکردن حس مسؤولیت پذیری آن ها است.
[۲] . روزی دختر خانمی به مرکز مشاوره مراجعه کرد و گفت: «پدرم سخت گیری زیادی در مورد نماز ما دارد. این پدر، هر روز صبح بالای سر ما می ایستد و سعی میکند با فحش و ناسزا هم که شده ما را برای نماز صبح بیدار کند! سخت گیری های پدر باعث شده که من و برادرم به کلی از نماز متنفّر شویم. تا جایی که نمازهای دیگر خود را تا حد امکان نمی خوانیم و اگر روزی پدر به مسافرت برود، آن شب را با خیال راحت میخوابیم و نماز صبح هم نمی خوانیم.» این دختر خانم با اذعان به این که نماز وظیفه ی دینی، و ستون دین است میگفت: «از روی لجاجت هم شده دوست ندارم نماز بخوانم.»
[۳]. توجه: «تشویق کودک» باید همانند عناوین دیگر به صورت مستقل مطرح میشد؛ اما از باب اهمیّت موضوع نماز و مصداقی شدن مطالب آن، موضوع «تشویق کودک» در ذیل عنوان «نماز» مطرح گردید. لذا مسائلی که در این قسمت مطرح می شود مختص به موضوع نماز نبوده و شامل همه ی تشویق هایی می شود که در حقّ کودک خود داریم.
[۴]. تشویق ها به دو دسته ی «تشویق های درونی» و «تشویق های بیرونی» تقسیم می شوند. اگر تشویق به گونه ای باشد که از بیرون برای شخص ایجاد انگیزه شود، به آن تشویق بیرونی می گویند و اگر به گونه ای باشد که از درون ایجاد انگیزه شود، به آن تشویق درونی گویند. «خرید جایزه»، «افزودن بر مبلغ پول تو جیبی»، «تعریف از شخص در نزد دیگران» و «اظهار محبّت»، همگی از مصادیق تشویق های بیرونی هستند؛ اما «حسّ پرستش»، «حسّ زیبایی دوستی»، «شکر مُنعم» و «میل به پیشرفت» از نمونه های تشویق های درونی به شمار می آیند. بهترین کاری که یک مربّی می تواند انجام دهد این است که سعی کند انگیزه های درونی شاگرد خود را شکوفا نماید و چنانچه از تشویق های درونی هم استفاده می کند، هدفش رسیدن شاگرد به تشویق های درونی است. استفاده ی گسترده و بی هدف از «تشویق های بیرونی» بدترین خیانت در حقّ کودک بوده و موجب می شود تا فرصت شکوفایی «انگیزه های درونی» از او گرفته شود.
[۵]. شرکت در نماز جماعت یکی از بهترین راه ها برای تشویق کودکان به نماز است. مراقب باشیم که در مسجد احترام و شخصیّت کودکان را حفظ کرده و کاری نکنیم که خاطره ی بدی از نماز در ذهنشان بماند. درست است که می فرمایند: «کودکان را در مسجد راه ندهید.» اما اوّلا: منظور هر کودکی نیست؛ بلکه منظور کودکانی هستند که پاکی و نجاست را رعایت نمی کنند و نظم مسجد را به هم می ریزند. و ثانیا: وقتی بچه ها وارد مسجد می شوند اجازه نداریم به آن ها بی احترامی کنیم.
برخورد بد با کودکان منجر می شود تا ضمن این که از مسجد متنفّر شوند به تبع آن از نماز و ارتباط با خدا هم دوری کنند. در کتاب شریف کافی (جلد۳، صفحه ی۴۰۹) آمده است که روزی از امام باقر (علیه السلام) در مورد بچّه هایی سؤال شد که در صفوف نماز جماعت قرار می گیرند. حضرت فرمودند: «آن ها را به صف های عقب تر نرانید؛ بلکه بزرگتری میان آنها فاصله بیندازد. «لَاتُؤَخِّرُوهُمْ عَنِ الصَّلَاةِ الْمَکْتُوبَةِ وَ فَرِّقُوا بَیْنَهُمْ.»
منبع: برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی»
hamandishi-dini.ir
توبه حضرت آدم ( علیه السلام ):
فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه کَلماتُفتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ ؛ آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبهپذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید: چرا گریه میکنی ای آدم؟ آدم(ع) گفت: چگونه میتوانم گریه نکنم در حالی که خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
جبرئیل به حضرت آدم(ع) گفت که به درگاه خداوند توبه کند و آنگاه جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل به هنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع کرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد، و آن کلمات این بود: سُبحانَکَ اللهُمَ وَ بِحمدِک؛ لا الهَ الاّ اَنْتْ ؛عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی ؛ وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی؛ اِنَّکَ اَنْتَ الغَفور الرّحیمْ.
آدم (ع) تا به هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک میریخت، وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با کلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت.
در صحرای عرفات، جبرئیل، پیک وحی الهی، مناسک حج را به حضرت ابراهیم(ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم(ع) در برابر او میفرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
منبع:.mehrnews.com
علامه می فرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه السلام محسوس است.»
و در نقلی دیگر، بیان می کردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.» و نیز می فرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام(ع) رأفت می بارد.»
ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می گفت: «با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم…» او می گفت: «من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم….»
زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن ها را تشنیع می کرد. وقـتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرمود: «اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم.» و روزی در صحن حرم امام رضا علیه السلام شخصی به علامه [که اصلاً اذن نمی داد کسی دست ایشان را ببوسد] عرض کرد: «از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم.» علامه فرمود: «زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است!»
یک بار علامه می خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض شد: «آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید!» فرمودند: «خوب، من هم یکی از شلوغ ها!» و رفـتند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. وقـتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: «چطور بود؟» فرمودند: «خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم!»
حجت الاسلام معزّی نقل می کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفـته بودم و در صحن های حرم رضوی علیه السلام گام می زدم و به بارگاه امام علیه السلام می نگریستم اما داخل رواقها و روضه نمی رفـتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود: «حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟!» نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است. عرض کردم: خجالت می کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود: «طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای اینکه بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفـای آل محمد ـ علیهم السلام ـ است. داخل شو که امام رضا علیه السلام طبیب الأطباء است.»
.
حضرت فـاطمه معصومه (سلام الله علیها)
علامه طباطبایی در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها، افطار می کرد، ابتدا پیاده به حرم مشرف می شد و ضریح مقدس را می بوسید، سپس به خانه می رفت.
از علامه خواستند درباره بانوی عفـاف، حضرت فـاطمه معصومه علیها السلام، چیزی بگویند؛ فرمودند: «ایشان مادر ما هستند.»
حضرت امام صادق علیه السلام درباره این نوه عزیزشان می فرمایند: «تدخل بشفـاعتها شیعتی الجنة باجمعهم: مقام و قدرت حضرت معصومه علیها السلام چنان است که اگر بخواهند همه شیعیان من، با شفـاعت او به بهشت می روند.»
همه خلق اند زیر سایه ی او آفـتاب خداست معصومه!
یکی از معلمان قم می گوید: روزی مشاهده کردم که علامه طباطبائی هنگام ورود به حرم حضرت فـاطمه معصومه علیها السلام از خاک اطراف درهای صحن به دیدگانش کشید. وقـتی علت این کار را از ایشان پرسیدم، فرمود: «ما که لیاقت نداریم از گرد و غباری که بر ضریح مقدس این خانم و اطراف آن نشسته، به چشممان بکشیم!».
.
آیه ۱۹ سوره مبارکه غافر موضوع «خیانت چشم»
«یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ» [خدا] نگاههای دزدانه و آنچه را دلها نهان میدارند، میداند.
نکته: چشم ما ابزاری برای دیدن و رشدکردن و ثواب کردن است لکن گاهی از چشم سوء استفاده میشود و گناهان زیادی با چشم انجام میشود یکی از آن گناهان را قرآن «خیانت چشم» معرفی کرده است.
در این آیه میفرماید خدا خیانت چشم انسان را میداند لذا یکی از گناهان چشم، خیانت آن است اما دو معنای اصلی میشود برای آن در نظر گرفت. یکی نگاه کردنی است که از دید دیگران مخفی است، بهطور مثال در خانهای باز است و ما نگاه میکنیم یا از آئینه ماشین به کسی که ملتفت نیست نگاه میکنیم.
موضوع « رجوع به بزرگتر فامیل جهت حل اختلافات خانوادگی »
جزء چهارم سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۵۹ : “فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ”
“پس به برکت رحمتی از جانب خداوند با آنها (امت خود) نرمخو شدی، و اگر بد خلق و سختدل بودی حتماً از دورت پراکنده میشدند. پس، از آنها درگذر و برایشان آمرزش طلب و در کارها با آنان مشورت نما، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، که بی تردید خداوند توکل کنندگان را دوست دارد”
در هر خانواده و فامیلی اختلافات و نزاع پیش میآید یقیناً راه حل این اختلافات مراجعه به محاکم نیست باید در خانوادهها حل شود و البته رفع اختلافات نیاز به یک بزرگتر دارد که در جایگاه بزرگتری نشسته باشد و این تکلیف و رسالت را بر دوش بگیرد اگر یک بزرگتری در خانواده کوتاهی کند در همه آن نزاعها مسوول است و اگر کسی بزرگتر فامیل و خانواده نیست و در جایگاه بزرگتری بنشیند باز مسئول است.
جزء 26 آیه ۲۹ سوره مبارکه فتح : «صفات همنشینان پیامبر»
فرمود «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ…» محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرستاده خداست و افرادی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و میان خود مهرباناند … .
ما همه منتظر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستیم و دوست داریم از یاران ایشان باشیم. اصلاً دوست داریم در دوره اهلبیت (علیهم السلام) بودیم و با آنان همنشین میشدیم. حال ببینیم اگر آقا ظهور کند ما در زمره یاران هستیم؟ اگر در دوران اهلبیت بودیم از رفقای آن بزرگوران بودیم یا نه؟
آیه 29 سوره مبارکه نور جزء هجدهم : (واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستا ذنوا کما استاذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم والله علیم حکیم ): (و زمانیکه اطفال شما به سن بلوغ و عقل رسند باید اجازه ورود بگیرند، چنانچه افراد نامبرده قبل از ایشان ، اجازه می گرفتند، خدااین چنین آیات خود را برای شما بیان می کند و او دانا و حکیم است .) حکم اجازه ورود
یعنی حکم مذکور در آیه قبل تا وقتی معتبر است که کودکان به حد بلوغ و رشدعقلی و جسمی برسند و بعد از آن باید مانند سایر افرادی که قبلا ذکر شد، ـ یعنی مردان و زنان آزاد و بالغ ـ اجازه بگیرند. و فلسفه بیان این احکام هم این است که خدا احکام دین خود را به مقتضای علم و حکمتش برای شما بیان نماید تا در هر موردی به شیوه حق و صواب رفتار نمایید.
منبع:http://tadabbor.org
تغذیه صحیح و تغییر در شیوه زندگی می تواند از عطسه، آبریزش بینی، درد و سوزش بینی جلوگیری کند.
این تغییر شیوه زندگی باعث می شود که سیستم ایمنی بدن تقویت شود و از سرماخوردگی جلوگیری گردد. اما شما نباید صبر کنید تا سرما بخورید و بعد شیوه تغذیه و زندگی خود را تغییر دهید، بلکه از هم اکنون باید این تغییر را شروع کنید.
غذاها بهترین راه برای پیشگیری از بروز بیماری ها می باشند، زیرا همه آنها محتوی مقدار زیادی مواد مغذی می باشند. برای مثال خوردن یک پرتقال بسیار بهتر از خوردن یک قرص ویتامین C است، زیرا پرتقال به جز ویتامین C ، محتوی منیزیم، پتاسیم، فولات، ویتامین B6 و آنتی اکسیدان است.
درحالیکه می دانید ویتامین C برای سلامتی سیستم ایمنی بدن لازم است، اما هیچ مدرکی دال بر این نیست که ویتامین C کمک به پیشگیری از سرماخوردگی می کند.
میوه ها و سبزیجات دارای ویتامین های A، E و C می باشند و این ویتامین ها قدرت سیستم ایمنی بدن را بالا می برند.
همه ما در طول روز باید 5 وعده میوه و یا سبزی مصرف کنیم تا ویتامین، املاح، فیبر و آنتی اکسیدان ها را به مقدار کافی تامین کنیم.
شما می توانید از تکه های موز یا توت فرنگی به همراه یک لیوان آب پرتقال در صبحانه، یک خوشه انگور و یا یک عدد سیب در ناهار و تکه های گوجه فرنگی و کدو و کاهو در شام استفاده کنید. بهتر است شام خود را با یک ظرف سالاد آغاز کنید. در میان وعده ها هم می توانید از میوه ها و سبزیجات استفاده کنید.
یک رژیم متعادل می تواند شامل گوشت، ماهی، مرغ، لبنیات کم چرب، سبزیجات، میوه ها، دانه ها، آجیل و نان سبوس دار باشد.
منابع پروتئینی مانند گوشت، لبنیات، تخم مرغ و حبوبات بسیار مهم هستند. آن ها اسیدهای آمینه را می سازند و این اسیدهای آمینه، جزوی از سیستم ایمنی بدن هستند. گوشت ها همچنین دارای آهن و روی می باشند و کمبود این عناصر در رژیم غذایی، فرد را دچار نقصان در سیستم ایمنی بدن می کند.
از شکر و شیرینی ها و چربی های بد مثل چربی های اشباع دوری کنید تا سیستم ایمنی بدن شما ضعیف نگردد.
از میوه های خشک به جای شیرینی استفاده کنید.
وقتی مریض شدیم، چه کنیم؟
هرگاه که میل داشتید، غذا بخورید. سه وعده غذای اصلی را مصرف کنید.
مصرف میوه ها و سبزیجات را فراموش نکنید.
بسیار مهم است که انرژی لازم را از غذاها بدست آورید. شما در زمان مریضی، با وجودی که خوابیده اید، بدن تان به سختی فعالیت می کند و احتیاج به انرژی دارد.
باید مواظب آب بدن تان باشید. مایعات و آب زیادی بنوشید.
برای جلوگیری از سرماخوردگی چه باید کرد؟
* مواد غذایی سالم بخورید.
* دست ها را بشویید: قبل و بعد از غذاخوردن دست ها را با آب و صابون بشویید.
* به اندازه کافی استراحت کنید: اگر خواب شما کافی نباشد، مریض می شوید.
* واکسن آنفلوآنزا بزنید: تزریق واکسن برای افراد مسن و افرادیکه سیستم تنفسی آنها دچار مشکل می باشد، بسیار مهم است.
* ورزش کنید: افرادی که ورزش نمی کنند، غالبا مریض می باشند. در زمستان ورزش کنید تا سرما نخورید. می توانید پیاده روی کنید، طناب بزنید و یا کلاس ورزشی بروید.
دوری از سرماخوردگی و آنفلوآنزا
1- صابون های جامد، یکی از محل ها برای تولید مثل ویروس و یا باکتری می باشند. لذا از صابون های مایع برای شستشوی دست ها استفاده کنید.
2- لیوان مخصوص به خود داشته باشید.
3- حوله و یا دستمال مخصوص به خود داشته باشید. وقتی بینی خود را با دستمال پاک می کنید، آن را دور بیاندازید و دست خود را بشویید.
4- گاهی سرماخوردگی و آنفلوآنزا از طریق تماس دست منتقل می شوند. وقتی سرماخورده اید، از تماس بینی، دهان و چشم دوری کنید تا ویروس و باکتری ها را حمل نکنید.
5- باکتری ها و ویروس ها می توانند مدت ها در حوله زنده بمانند. پس، از دستمال های یک بار مصرف در آشپزخانه استفاده کنید.
6- برای از بین بردن باکتری و ویروس ها، اسباب بازی کودک را با آب گرم و صابون خوب بشویید.
7- اگر می خواهید عطسه کنید، ولی دستمال ندارید، به جای آنکه در دست خود عطسه کنید، بهتر است در لباس خود عطسه کنید، زیرا در این صورت آلودگی ها پخش نمی شود.
8- نرده پله ها، تلفن، صفحه کلید رایانه، دستگیره ماشین و اتوبوس و مترو، میز کار و دستگیره در و آسانسور محل تجمع ویروس ها هستند. لذا بعد از دست زدن به این مکان ها، دست های خود را با آب و صابون بشویید.
9- آلودگی ها در فضای بسته باقی می مانند. پنجره ها را باز کنید تا هوا جریان داشته باشد.
10- از کشیدن سیگار در خانه خودداری کنید. سیگار کشیدن موجب ناراحتی سیستم تنفسی می گردد و حساسیت ویروس ها را زیاد کرده و موجب سرماخوردگی می شود.
سلامتی یکی از بزرگ ترین نعمات خداوندی می باشد. پس بیایید همه خدا را شکر گوییم.
منبع:.tebyan.net
هفته بسیج تمام شدنی نیست
نام بسیج یادآور خاطره عزیزترین نهاد و بزرگترین مردان تاریخ ما است. نهادی که به تعبیر امام راحل تشکیل آن «یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود.» و «شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان رشادت و شهادت سرداده اند. بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خدا است که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان، از اولین تا آخرین امضا نمودند.» این واژه ها و تعبیرهای بی نظیر و ملکوتی، اوصافی است که مراد و مرشد بسیجیان، امام خمینی (رحمت الله علیه) در آخرین پیام خود به مناسبت هفته بسیج ( ۲/۹/۱۳۶۷) صادر فرموده اند؛ امامی که دوست و دشمن صداقت او در گفتار و دوری اش از مداهنه و مبالغه را تصدیق کرده و می کنند و این همه نشان از آن دارد که هیچ نهادی والاتر و عزیز تر از بسیج در نگاه آن پیر روشن ضمیر نبوده است. حق هم همین است؛ به ویژه آنگاه که دشوارترین شب ها و روزهای پر خطر هشت سال دفاع مقدس را به یاد آوریم و نقش بسیج و بسیجی ها را در خلق حماسی ترین صحنه های تاریخ ایران و جهان مرور کنیم. در آن صورت است که ما نیز همگام با رهبر سفر کرده این امت، می پرسیم: «حقیقتا اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارایه دهیم ، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهد بود؟!» نوجوانان، جوانان و پیران جوانمردی که داوطلبانه و بی هیچ ادعا روزهای سخت جنگ را مردانه پشت سر نهادند و بدون درخواست پاداش و سپاس، فقط برای ادای تکلیف، در برابر بی رحم ترین دشمنان این آیین و سرزمین سینه سپر کردند و البته«فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر.»هفته بسیج فرصت خوبی برای بازخوانی آن روزها و روزهای پس از آن است ؛ روزهایی که بسیجیان بازمانده که نه،بازگشته از معراج، نه تنها قدر ندیدند وبر صدر ننشستند، که گاه طعنه هم شنیدند و به حاشیه نیز رانده شدند. اما این فرزند و جانشین فرزانه امام بود که بسیجی را همیشه حاضر در میدان می خواست و می خواهد. بسیجی گرچه مرد میدان های خطر و فداکاری است، اما فقط برای آن روزها نیست. هر روز و هر هفته از آن بسیج است و راه نجات نیز حضور جانانه آنان در میدان . باور باید کرد که تنها راه نجات کشور بازگشت به فرهنگ بسیج و حاکمیت تفکر بسیجی بر همه عرصه ها است؛ چرا که «اگر بر کشوری نوای دل نشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد شد و الا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.» تکریم بسیج، احترام به مردانگی و مروت است، پاسداشت جوانمردی و تضمین آینده است. بسیجیان نیازی به احترام و تجلیل ما ندارند. ما هستیم که به آنان وبه حضور فعالشان برای همیشه نیازمندیم. جنگ آزمون خوبی برای جدا شدن صف مدعیان و مردان حقیقت بود.شعار امروز اگر پشتوانه و سابقه ای دردیروز نداشته است، بسان همه شعارها است و نیازمند امتحان در روز مبادا.خدا را سپاس که رویش های بسیج همچنان پر ثمر و برکت خیز است، اما مباد که نام آوران روزهای سخت از یاد بروند و در گرد و خاک بازی های روزگار دیده نشوند؛چه رسد به آنکه خدای ناکرده کم لطفی و جفا ببینند.امام در پایان همان پیام فرمودند:«من دست یکایک شما پیشگامان رهایی رامی بوسم ومی دانم که اگر مسوولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.»سلام و صلوات خدا بر شهیدان بسیج و درود و برکات او بر زنان و مردانی که سنگر آنان را همچنان پاس داشته اند . این روزها بر همه آنان و بر رهبر بسیجیان جهان مبارک باد.
یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما
.tehranbtc.ir/
غریبی، بیکسی، منزل به منزل
خبر دارد ز حالم چوب محمل
چهل روز است در سوز و گدازم
فقط خاکستری جا مانده از دل
چه بارانی دو چشم آسمان است
چه طوفانی دل این کاروان است
کنار قبر سالار شهیدان
همه جمعند و زینب روضه خوان است
شبیه آتش است این اشک خاموش
که می بارد ز چشمان عزاپوش
رباب است این که با لالایی خود
کنار خیمه ها رفته است از هوش
بی تو قفس با آسمان فرقی ندارد
بود و نبود این جهان فرقی ندارد
وقتی نباشی این و آن فرقی ندارد
دیگر بهارم با خزان فرقی ندارد
دیگرچه فرقی می کند قحطی آب است
دریا بدون تو برای من سراب است
تو قول دادی آشنای هم بمانیم
شانه به شانه پا به پای هم بمانیم
تا دست دردست عـصای هم بمانیم
تا آخرین لحظه برای هم بمانیم
از روی تل دیدم سوی گودال رفتی
اینقدر دست و پا زدی از حال رفتی
خواهـر بمیرد که دگر یاری نداری
تنها شدی و هیچ غمخواری نداری
دور و برت حتی عزاداری نداری
خواهر اسارت میرود کاری نداری
جان برادر صبر هم اندازه دارد
زینب برای چند غم اندازه دارد
انگار خاک کربـلا آتش گرفته
موی تمام بـچه ها آتش گرفته
از تشنگی لبهای ما آتش گرفته
پیراهنت دیگرچرا آتش گرفته
دیدم به دست ساربان انگشترت رفـت
دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت
دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت
یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت
با نیزه دنبال سر ششماهه رفتند
آری سراغ اصغر شـشماهـه رفــتند
خیمه به غارت می رود وقتی نباشی
زینب اسارت می رود وقتی نباشی
بزم جسارت می رود وقتی نباشی
دار و ندارت مـی رود وقتی نباشی
ما را میان سلسله بردند کوفه
همراه شمر و حرمله بردند کوفه
انگار سـنگ محکمی بر استکان خورد
وقتی که بر لبهات چوب خیزران خورد
منبع: .ghasemiyoon.ir/tag/اشعار-اربعین-حسینی
بی تو قفس با آسمان فرقی ندارد
بود و نبود این جهان فرقی ندارد
وقتی نباشی این و آن فرقی ندارد
دیگر بهارم با خزان فرقی ندارد
دیگرچه فرقی می کند قحطی آب است
دریا بدون تو برای من سراب است
تو قول دادی آشنای هم بمانیم
شانه به شانه پا به پای هم بمانیم
تا دست دردست عـصای هم بمانیم
تا آخرین لحظه برای هم بمانیم
از روی تل دیدم سوی گودال رفتی
اینقدر دست و پا زدی از حال رفتی
خواهـر بمیرد که دگر یاری نداری
تنها شدی و هیچ غمخواری نداری
دور و برت حتی عزاداری نداری
خواهر اسارت میرود کاری نداری
جان برادر صبر هم اندازه دارد
زینب برای چند غم اندازه دارد
انگار خاک کربـلا آتش گرفته
موی تمام بـچه ها آتش گرفته
از تشنگی لبهای ما آتش گرفته
پیراهنت دیگرچرا آتش گرفته
پاشو ابولفظلم ببـین خواهر غریب است
ذکر مدام زینبت ام یجیب اســت
دیدم به دست ساربان انگشترت رفـت
دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت
دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت
یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت
با نیزه دنبال سر ششماهه رفتند
آری سراغ اصغر شـشماهـه رفــتند
خیمه به غارت می رود وقتی نباشی
زینب اسارت می رود وقتی نباشی
بزم جسارت می رود وقتی نباشی
دار و ندارت مـی رود وقتی نباشی
ما را میان سلسله بردند کوفه
همراه شمر و حرمله بردند کوفه
انگار سـنگ محکمی بر استکان خورد
وقتی که بر لبهات چوب خیزران خورد
منبع: .ghasemiyoon.ir/tag/اشعار-اربعین-حسینی
دهمین رکن اعتقادی تو
پسر حضرت جوادی تو
آمده از شما روایت ها
من شنیدم ز تو حکایت ها
راستی شایدم شما بودی
باعث آن همه عنایت ها
همه پوچ است و جمله بی ارزش
بی ولایت همه شهادت ها
جامعه خوانده ام شها با آن
وه چه شیرین شده زیارت ها
دست ها تا به زیر پاهایت
سامرا حاجت گداهایت
امام حسن (علیه السلام) چندین بار از مدینه پیاده به مكه برای انجام حج رفت در یكی از این سفرها كه از مدینه به سوی مكه راه افتاد، پاهایش بر اثر پیاده روی روی ریگهای خشك و سوزان ، ورم كرد. شخصی به آن حضرت عرض كرد: آقا اگر كمی سوار می شدید، پاهایتان بهتر می شد. امام فرمود: خیر وقتی به منزلگاه بعدی رسیدیم ، مرد سیاه چهره روغن فروشی پیدا می شود كه فلان روغن را دارد آن را برایم بخر، به پاهایم می مالم خوب می شود.
عده ای عرض كردند: پدران و مادرانمان بفدایت در پیش منزلی سراغ نداریم كه در آنجا روغن بفروشند. امام به راه خود ادامه داد، چند ساعتی نگذشته بود كه همان مرد روغن فروش پیدا شد، امام فرمود: نزد او بروید و روغن را خریداری كنید نزد او رفتند و روغن خواستند، او گفت : برای چه كسی می خواهید؟ گفتند برای امام حسن (علیه السلام). روغن فروش گفت : مرا نزد آن حضرت ببرید وقتی كه او را به حضور امام حسن (علیه السلام) بردند به امام عرض كرد: من نمی دانستم روغن را برای شما می خواهند و من حاجتی به تو دارم و آن اینكه دعا كن خداوند فرزند نیكوكار و پرهیزكاری به من بدهد، من وقتی از وطن بیرون آمدم همسرم نزدیك زایمانش بود.
امام حسن (علیه السلام) فرمود: خداوند پسر سالمی كه پیرو ما است به تو خواهد داد. وقتی روغن فروش به منزلش رفت ، دید خداوند پسر سالمی به او داده است . همان پسر وقتی بزرگ شد به سید حمیری معروف گردیده و از شیعیان راستین و شاعران آزاده بود كه در هر فرصتی از امامان اهلبیت (علیهم السلام دفاع و حمایت می نمود، و فضائل علی (علیه السلام) را به قصیده در آورده بود و می خواند و هنگام مرگ علی (علیه السلام) ببالینش آمد.
نام او اسماعیل بن محمد بود امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: مادرت تو را سید نامید و این نام زیبنده تو است زیرا تو سید شاعران هستی . روزی اشعاری درباره مصائب امام حسین (علیه السلام) در حضور امام صادق (علیه السلام) خواند، قطرات اشك از دیدگان امام سرازیر شد و صدای گریه از منزل آن حضرت برخاست ، سرانجام امام (علیه السلام) امر به خودداری كرد.
منبع:.beytoote.com
- در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.
- هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن رابه برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.
- چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.
- هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقیقه پنجره ها را باز بگذارید و در پمپ بنزین ها کولر را خاموش نمایید.
- غذای خود را بیشتر از یکبار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بریزید.
- هنگام غذا بین هرلقمه حداقل 1 دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل
و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید.
- هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت
باد وارد مجاری تنفسی نگردد.
- لوازم آرایشی را بیشتر از 5 ساعت برروی پوست خود باقی نگذارید.سلولهای پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نیز تا حد امکان ازلباسهای گشاد ، راحت و باز استفاده نمایید.
- موهای خود را بیش از یکبار در شبانه روز شانه نکنید.مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشمها و مجرای تنفسی خود باشید.
- هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید.هنگام نشستن وخوابیدن برعکس سر خود را پایین نگهدارید.
- توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید.
- اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی 8 ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین 5 الی 6 ساعت میباشد.
- افراط در هر چیز بلای سلامت است.
- هرگز پشت مانیتورهای قدیمی که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنها از خیلی از دستگاه های عکسبرداری بیشتر است.
- ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید.
- توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضربوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی می گردد.
- معجزه جواهر آلات برای خانمها را فراموش نکنید. حتی اگر صرفا به دیدن آنها باشد.
مامان جونم خریده
یه سجاده ی زیبا
چادر نمازی سفید
با گل های تا به تا
مامان جونم یاد داده
باید بشیم آماده
وقت نماز رسیده
پهن بکنیم سجاده
مامان میگه نیت رو
تو ذهنمون میاریم
هر چی که غیر خداست
باید کنار بزاریم
خوب گوش میدم به حرفاش
تا یاد بگیرم از او
با دقت و با کوشش
من هم بگیرم وضو
یه کف آب می زنیم
از پیشونی تا چونه
این طرز شستشو رو
هر مومنی می دونه
بعد از شستن صورت
نوبت دست راسته
از آرنج تا انگشتا
آب می ریزیم درسته ؟
دست چپم همین جور
شبیه دست راسته
از آرنج تا انگشتا
آب می ریزیم درسته ؟
با خیسی دست راست
مسح می کنیم مسح سر
نوبت مسح پاهاست
تو مرحله ی آخر
دست راست رو پای راست
دست چپ رو پای چپ
مسح میکنیم عزیزم
خوب یاد گرفتی مطلب
با دقت و آرامش
آخر کار رسیده
وضو رو یاد گرفتی
ای نور هر دو دید
شعر از : زینب پوررحمتی